* [ 2 ] : نظريه اعتبار وحدت لفظ و معنا :
محقّق علامهء طباطبايى ( رحمه الله ) اين نظريه را برگزيدهاند .
معظّمله در اصول فلسفه چنين مىفرمايد :
انسان ، هنگام سخنگفتن يا سخنشنيدن ، از الفاظ غفلت كرده و تنها متوجّه معنا مىشود . چنان كه گويى ، معنا را مىگويد يا مىشنود . يعنى : معنا بهحسب عقيدهء وى خود لفظ گرديده و از اينجاست كه زشتى و زيبايى ، محبوبيت و منفوريت معنا ، در لفظ ، تأثير كرده و گاهى مىشود كه صفتى از معنايى به لفظى و از لفظى به معنايى ديگر و همچنين . . . سرايت مىكند . اينجاست كه كار اعتبار تمام شده و بهحسب اعتبار ، لفظ عين معنا مىشود .
تا آنجا كه مىفرمايد :
در همهء كلمات ، لفظ ، نمايندهء معنا گرديده و بلكه در ظرف اعتبار و محيط تفهيم و تفهّم ، خودِ معنا مىگردد « 1 » .
بنابراين نظريه : وضع ، عبارت است از اعتبار عينيت و اتّحاد بين لفظ و معنا كه در نتيجهء آن لفظ و معنا در عالم اعتبار عين يكديگر مىشوند و لذا آثار مترتّبه بر معنا ، از قبيل : محبوبيت و منفوريت و زشتى و زيبايى به لفظ سرايت مىكند و از جمله آثار مترتّبه بر معنا : تصوّر معنا در نتيجهء احساس به معناست كه پس از تحقّق وحدت اعتبارى ميان لفظ و معنا اين اثر به لفظ سرايت مىكند و لذا به مجرّد احساس به لفظ ( شنيدن لفظ ) ، تصوّر معنا حاصل مىشود ، همانگونه كه از احساس به معنا حاصل مىشود .
* اشكالات محقّقخوئى بر اين نظريّه :
استاداقدم محقّقخوئى دو اشكال را بر اين نظريه وارد دانسته است :
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ( مقال ششم ) 216 : 2 . .