سپس اين اشكال را با دو پاسخ رفع مىكنند :
1 ) لازم نيست تنزيل ، به معناى تنزيل در آثار باشد ؛ بلكه ذهن ، مىتواند چيزى را به جاى چيزى قرار بدهد و آن را عين منزَّلعليه تصوّر كند بدون آنكه آثار منزَّلعليه بر منزَّل بار شود ؛
2 ) به فرض آنكه تنزيل در آثار مراد باشد در اينجا همين اندازه از تنزيل در اثر كافى است كه مهمترين اثر معنا كه تصوّر آن در هنگام احساس به آن است بر لفظ بار مىشود ؛ زيرا در نتيجه تنزيل ، احساس به لفظ نيز ( همچون احساس به معنا ) موجب تصوّر معنا مىشود .
استاد شهيد پس از رفع اشكال مذكور دو اشكال ديگر بر اين نظريه وارد مىكند و آنها را اشكالات اساسى متوجّه بر اين نظريه معرفى مىكند ، كه حاصل آن دو اشكال چنين است :
* اشكال اوّل : رابطهء بين تصوّر لفظ و تصوّر معنا ، رابطهء سببيت واقعى حقيقى است و رابطهء سببيت حقيقى بهوسيلهء اعتبار و فرض ذهنى بهوجود نمىآيد ؛ و گرنه بايد امكان مىداشت كه با جعل و اعتبار بتوان هر شيئى را سبب واقعى هر شيئى ديگر قرار داد ؛ كه امتناع آن بين است « 1 » .
اين تقريب از اشكال - كه در تقريرات محقّقهاشمى از درس استاد شهيد آمده است - قابل دفع است و حاصل دفع اين است كه : اثرى كه در اينجا بر معنا بار مىشود و به سبب اعتبار وحدت آن با لفظ ، به لفظ منتقل مىشود اثرى است كه بر تصوّر معنا بار باشد و تصوّر معنا از آنجا كه موجودى است ذهنى قابل اعمال تصرّف ذهن است يعنى ذهن مىتواند در آن تصرف كند همانگونه كه در ساير تصوّرات ذهنى تصرّفاتى از قبيل تجريد و تعميم و غيره مىكند . در اينجا ذهن ، در تصوّر معنا تصرّف كرده و آن را با تصوّر لفظ يكى مىكند ، كه در نتيجهء آن : با تصوّر لفظ ، تصوّر معنا حاصل مىشود و سببيت نتيجه اين وحدتى است كه با تصرف ذهنى بهوجود مىآيد و هر جا ذهن بتواند ميان دو تصوّر چنين وحدتى اعتبار كند همين اثر بر آن بار مىشود .
تقريبى ديگر از اين اشكال در تقريرات مخطوط محقّقحائرى از درس استاد شهيد ، وجود دارد كه اين دفع در آن كارايى ندارد و آن اين است كه : اگر بنا بود به سبب اعتبار وحدت لفظ و معنا آثار تكوينى معنا بر لفظ بار شود چرا از ميان همه آثار تكوينى معنا ، خصوص اين اثر ( يعنى : سببيت احساس به معنا نسبت به تصوّر معنا ) بر تصوّر لفظ بار
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الأصول 77 : 1 . .