تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
* اشكال محقّق‌خوئى بر اين نظريه : محقّق‌خوئى بر اين نظريه دو اشكال مىگيرد : * اشكال اوّل : اينكه وضع - به تفسيرى كه در اين نظريه براى آن بيان شده است - معناى دقيقى خواهد داشت كه در فهم بسيارى از مردم نمىگنجد تا چه رسد اطفال و قاصرين ! در حالىكه عمل وضع لفظ براى معنا ، آنچنان ساده و بسيط است كه اطفال و قاصرين نيز آن را مىفهمند و آن را انجام مىدهند . * اشكال دوم : در صورتى كه وضع لفظ بر معنا نظير وضع علامات مىبود ؛ بايد در اينجا - همچون علامات - سه ركن باشد : 1 ) موضوع كه خود علامت است ؛ 2 ) موضوع‌عليه كه در علامت توقّف‌ممنوع يا مسافت ، زمين است ؛ 3 ) موضوع‌له كه همان معنايى است كه علامت بر آن دلالت مىكند . در حالىكه در دلالت لفظ بر معنا ، بيش از دو ركن وجود ندارد ( موضوع كه لفظ است و موضوع‌له كه معناست ) و اين نشانهء آن است كه وضع لفظ بر معنا ، از قبيل : نصب علامات نيست . * جواب اشكال محقّق‌خوئى : اشكال اوّل محقّق‌خوئى قابل دفع است . مىتوان در پاسخ اين اشكال چنين گفت كه : اعتبار وضع لفظ بر معنا بسيار ساده و بسيط است و نياز به هيچ تكلّفى ندارد . در اين عمل ، عناصرى كه مورد نيازند عبارت‌اند از : 1 ) تصوّر معنا ؛ 2 ) اراده دلالت بر معنا به‌وسيلهء لفظ ؛ 3 ) تصوّر لفظ ؛ 4 ) ايجاد لفظ به قصد وضع بر معنا . و اين چهار عمل ، از طفل و قاصر نيز بر مىآيند . اشكال دوم محقّق‌خوئى را نيز استاد شهيد صدر دفع كرده‌اند و حاصل دفع اين است كه : در علامات - كه وضع در آنها خارجى است - ، اگر چه سه ركن وجود دارد - بنابر آنچه محقّق‌خوئى فرمودند - لكن ، دو ركن موضوع‌عليه و موضوع‌له ، احياناً در خارج متّحدند و تنها با تحليل ذهنى از يكديگر جدا مىشوند . مثلًا : اگر فرض كنيم در محلّى علامتى گذاشته