تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
شده كه دلالت مىكند كه در زمين اطراف آن ، مين وجود دارد . در اينجا سه ركن از هم جدا در خارج داريم : 1 ) موضوع : كه علامت است ؛ 2 ) موضوع‌عليه : كه نقطه خاصّى در زمين است ؛ 3 ) موضوع‌له : كه وجود مين است . لكن در آنجا كه علامت ، نشان‌دهندهء مسافت معينى است . مثلًا : علامتى كه نشان‌دهندهء رأس 50 كيلومتر است ؛ در اينجا در خارج ، موضوع‌له و موضوع‌عليه متّحدند ؛ زيرا موضوع‌عليه رأس نقطهء 50 كيلومتر است و موضوع‌له نيز در خارج ، همين است . لكن ، اين دو در تحليل ذهنى از يكديگر جدايند ؛ زيرا ذهن ، نقطه‌اى از زمين را كه رأس 50 كيلومتر است و علامت بر آن وضع شده از يك جهت : موضوع‌عليه مىداند و از جهتى ديگر : موضوع‌له و با تعدّد جهت ، موضوع‌له از موضوع‌عليه در ذهن جدا مىشود با آنكه در خارج متّحدند . همان‌گونه كه اتّحاد خارجى و تعدّد ذهنى به‌وسيلهء تحليل موضوع‌له و موضوع‌عليه در وضع خارجى علامات ، معقول و متحقّق است ؛ در وضع اعتبارى نيز مىتوان سه ركن تصوّر نمود : - يك ركن آن : لفظ است ( كه موضوع است ) ؛ - و ركن‌دوم آن : كلّ ما يستعمل فيه اللفظ است ( كه موضوع‌عليه است ) ؛ - و ركن‌سوم آن : معناى موضوع له است ( كه اين دو ركن ، در خارج از يكديگر جدا نيستند و عين يكديگرند ؛ لكن با تحليل ذهنى متعدّدند ) . مثلًا : در لفظ « اسد » ، مىتوان چنين گفت كه : اين لفظ ، بر معنايى اجمالى وضع شده كه عبارت از ما يستعمل فيه هذا اللفظ است ( كه موضوع‌عليه است ) و براى دلالت بر معناى مخصوص « حيوان‌مفترس » وضع شده است ( كه موضوع‌له است ) . بنابراين : موضوع‌عليه ، معناى علىالإجمال است و خصوص « حيوان مفترس » موضوع‌له است كه اين موضوع‌له و آن موضوع‌عليه در خارج ، عين يكديگرند . لكن ، در تحليل ذهنى با اختلاف حيثيت از نظر اجمال و تفصيل دو چيز جدا از يكديگرند « 1 » .
هامش
( 1 ) . تقريرات مخطوط آيت الله حائرى : 84 . .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 127 | الشيخ محسن الأراكي