فنا پذير است نه ابدى ، گذرنده است نه پايدار ، و تنها معقولات ابدى و پايدار و حقيقى هستند « 1 »
* * *
ايوب -
در حدود يكقرن پيش از ابراهيم خليل ، مردى در سرزمين عوض ميزيسته كه با وجود داشتن ثروت فراوان ، ايام عمرش را در عبادت قادر متعال و كمك ببينوايان و درماندگان صرف مىنمود و در محافل روحانيان و جمع فرشتگان از ايمان راسخ و عبادت كامل وى سخن مىرفت و درودش مى - فرستادند . اين نمونهى تقوى و مظهر خدا شناسى ، ايوب نام داشت « 2 »
شيطان كه هر لحظه در كمين صالحان نشسته تا هنگام فرصت بسياه چال گمراهى سرنگونشان سازد ، كمر بست تا ايوب را از راه حق باز دارد و بضلالت اندازد ، ليكن هيهات !
پس بسراغ ايوب رفت و وى را مردى پارسا و با ايمان يافت كه پيوسته بذكر حق مشغول و هر لحظه بانفاق و امداد درويشان و خويشان كمر بسته است .
شيطان كوشش بسيار نمود تا شايد وى را به راه خلاف كشد ليكن نه تنها سودى نبرد بلكه صد چندان بر خشمش افزون گرديد .
بدين سبب بحضور پروردگار شتافت و عرض كرد :
بندهى تو ايوب نه ترا بخاطر رسيدن به تو و از روى خلوص ، عبادت و تقديس مىكند بلكه بخاطر آن نعمتهائيست كه به او ارزانى داشتهيى ، بيا اين نعمت فراوان را از وى سلب كن تا خود ببينى كه چگونه تغيير خواهد يافت و دلش از اطاعت و زبانش از ذكر تو باز خواهد ايستاد !
خداى تعالى فرمود : آگاه باش كه بندهى من ايوب داراى ايمانى راسخ است و مرا تنها بخاطر من ستايش مىكند ! و براى اينكه اين مطلب بر تو آشكار شود ترا بر مال وى مسلط كردم تا هر چه خواهى بكنى ! .
هامش
( 1 ) - براى اطلاع كامل از فلسفهى افلاطون باثر ديگر مصحح بنام بررسى فلسفهى يونان باستان مراجعه فرمائيد .
( 2 ) - اقتباس از كتاب ايوب ، باب اول .