تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
را در برابر او مجسم ساخت و گفت با اين همه مصائب كه از سوى پروردگار بر تو و شوهرت وارد گرديده ، باز هم شما او را ستايش و عبادت مىكنيد ؟ ! . عاقبت وسوسه‌هاى شيطان در همسر ايوب كارگر افتاد و وى با قلبى آزرده و نااميد بسوى شوهر خود رفت و وى را استيضاح نمود كه اى ايوب ! چرا خداوند بزرگ بپاداش اين همه عبادت ترا اينقدر عذاب مىدهد ؟ مال و ثروت ما فنا شد ، فرزندان عزيزمان از دست رفتند ، سلامتى و نشاط از تو دور گرديد ، دوستان و آشنايان از گرد ما پراكنده شدند ، آخر اين چه پاداش است و خدا چرا با ما چنين كرد ؟ ! . ايوب در پاسخ همسر خود گفت : بدان كه شيطان ترا گمراه ساخته و از راه حق به راه حق ناشناسى در افكنده ، واى بر تو اگر در مقام اعتراض برخواست خدا بر آئى و اگر وجود من باعث زجر و عذاب توست ، از من دور شو و مرا به خود واگذار تا خدا آنچه خواهد و مشيت اوست برقرار سازد ! . ايوب چون با وجود درد و رنجورى خود را تنها ديد به حق پناه برد و پروردگار را مخاطب قرار داد و گفت : خداوندا ! بيمارى و تنهائى مرا فرا گرفته تو خود تنها يار من هستى پس مرا كمك كن . در اينجا آزمايش بزرگ اين مظهر شكيبائى بپايان رسيده بود ، پس ايزد متعال دعايش را اجابت فرمود و بسوى وى وحى فرستاد كه پاى خود را به زمين بكوب تا چشمه‌يى ظاهر شود و از آب آن چشمه بنوش و بدن خود را در آن شستشو ده تا تندرستى خود بازيابى ! .
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ .
ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ
« 1 » « و ياد كن بنده‌ى ما ايوب را ، هنگاميكه خواند پروردگارش را كه مس كرد مرا شيطان برنجى و عذابى . ( گفتيم ) بزن پايت را به زمين ، اين چشمه‌ييست براى شست و شو ، سرد
هامش
( 1 ) - سوره‌ى ص ، آيات 40 و 41 .
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 299 | الشيخ البهائي العاملي