نزد سقراط آموخته بود توأم ساخت .
بالاخره در سال 388 پيش از ميلاد بآتن بازگشت و باغى را كه در خارج شهر داشت براى ترويج عقايد خود برگزيد و اندك اندك پيروان زيادى بدور خود جمع كرد و چون اين باغ در محلى بنام آكادميا واقع شده بود از اين نظر افلاطون و پيروانش را اغلب بنام آكادميان
neicimedacA
ميخوانند .
بطور كلى آنچه كه ما از احوال و عقايد سقراط مىدانيم از روى نوشتههاى افلاطون است و تا كنون كسى نتوانسته بدرستى معلوم نمايد كه كدام قسمت از تحريرات افلاطون متن اصلى تعليمات سقراط است و كدام قسمت نظرات شخص اوست .
از جمله تأليفات مهم افلاطون كه شامل نظرات اجتماعى وى است كتاب جمهوريت مىباشد .
بطور كلى روش افلاطون « جمع ميان طريقهى استدلال و تعقل و قوهى شاعرى و تخيل است » « 1 » و بايد دانست كه در فلسفهى افلاطون ، تخيل مقام مهمترى را داراست .
افلاطون ميگويد : حقيقت اصلى فلسفه عبارتست از فرورفتن در خود و شناختن عالم مثل .
و ميگويد : محسوسات عبارتند از امورى غير حقيقى و فانى ، و به عكس معقولات امورى حقيقى و اصيل و باقى و مجرد هستند .
و نيز براى وجود دو عالم قائل است :
1 - عالم مثل
saedI
يا عالم معقولات .
2 - عالم اشياء يا عالم محسوسات و و اشباح .
عالم مثل عالمى است حقيقى و باقى كه انسان تنها بقوه عقل و قدرت تعقل بر آن علم حاصل مىكند .
عالم اشياء عالمى استكه داراى حقيقت و استقلالى نيست و بمنزلهى سايه و شبح و مثل مىباشد ، و دنياى مادى كه در آن زندگى ميكنيم مجازى است نه حقيقى ،
هامش
( 1 ) - سير حكمت در اروپا .