تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
كه گزيده‌يى برو ! ، و اين را نيز بدان كه عقاب و حساب تو سخت خواهد بود ! ، و اين را نيز بدان كه تسلط تو بر بندگان حقيقى من هرگز امكان نخواهد داشت زيرا كه توكل بر من ، آنان را از وسوسه‌هاى تو در امان نگاه خواهد داشت ! .
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا
. « 1 » « همانا بندگان من نيست مر ترا بر ايشان تسلطى ، و بس باشد پروردگارت وكيل . » پس خداى تعالى اراده‌اش بر اين تعلق گرفت كه براى آدم همدمى فراهم سازد ، بدين منظور او را بخوابى گران برد و يكى از دنده‌هايش را گرفت و گوشت در جايش پر كرد و از آن دنده كه از وى گرفته بود زنى ساخت و نزد آدم فرستاد . آدم گفت : همانا اينست استخوانى از استخوان من و گوشتى از گوشت من از اين سبب نساء ناميده گرديد زيرا كه از انسان گرفته شد « 2 » ، و بعدها آدم او را حوا ناميد زيرا مادر جميع زند - گانست « 3 » . پروردگار آدم و حوا را از پيروى شيطان و پذيرش سخنان او و نزديكى با وى نهى فرمود ، ليكن بالاخره شيطان آن دو را بلغزانيد « 4 » و آنانرا به خوردن ميوه‌ى درخت معرفت نيك و بد تشويق و ترغيب كرد و آنان از ميوه‌ى آن درخت بخوردند ، آنگاه چشمان هر دوى ايشان باز شد و دانستند كه عريان هستند پس برگهاى انجير را بهم متصل كردند و ساتر خويش ساختند . پس از اين ماجرا ، خداى بزرك آنانرا سرزنش و توبيخ كرد و فرمود كه مگر شما را آگاه نساخته بودم از فريب و مكر شيطان ؟ ! چگونه فرمان مرا اجرا ننموديد و مطيع وى گشتيد ؟ . آدم و حوا از كرده‌ى خود پشيمان بودند و ملتمسانه از درگاه احديت تقاضاى عفو و آمرزش كردند ، خداى تعالى توبه‌ى آنانرا قبول كرد ولى اجازه
هامش
( 1 ) - سوره‌ى اسراء ، آيه 67 . ( 2 ) - اقتباس از سفر پيدايش ، باب دوم . ( 3 ) - سفر پيدايش ، باب سوم . ( 4 ) - سوره‌ى بقره ، صدر آيه 34 .