تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
حقيقت ديد خطاب به آنان گفت : اى قوم ! من از هر چه كه شما شريك خدا قرار دهيد بيزارم و تنها بخدائى رو مىآورم كه زمين و همه‌ى آسمانها را آفريده و در آفرينش جهان وجود شريك و همتا ندارد .
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
: ( 1 ) « همانا كه من روى آوردم به كسى كه پديد آورد آسمانها و زمين را حق گراى و نيستم من از شرك آورندگان » ، ليكن تاريك دلان قوم بعوض قبول حقيقت با وى باحتجاج پرداختند . ابراهيم به آنان گفت كه آيا درباره‌ى خدا با من مجادله ميكنيد حال آنكه پروردگار من ، مرا از گمراهى و شرك بازداشته و به راه راست هدايت فرموده . آنان چون از مجادله با ابراهيم فرو ماندند بتهديد او پرداختند و وى را از خشم خدايان خود بر حذر داشتند ، ليكن ابراهيم به آنان گوشزد ساخت كه جز از پروردگار بزرك و بىهمتا از كسى و چيزى ديگر واهمه ندارد و ضمنا آنانرا متوجه ساخت كه ايشان هستند كه بايد از خشم خدا بر حذر باشند .
وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
: ( 2 ) « و محاجه كردند با او قومش ، گفت : آيا با من محاجه ميكنيد در خدا ؟ و بتحقيق هدايت كرد مرا و نمىترسم از آنچه شريك ميگردانيد به او مگر آنكه خواهد پروردگارم همه چيزيرا ، احاطه كرده بپروردگارم همه چيز را از راه دانش ، آيا پند نميگيريد ؟ ! و چگونه مىترسم از آنچه شريك گرفتيد ، و نمىترسيد كه شما شريك گرفتيد به خدا ، آنچه را كه فرو فرستاده نشده به آن بر شما حجتى ، پس كدام يك از ايندو فرقه سزاوارترند بايمن بودن ، اگر هستيد از دانايان ! . »
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 284 | الشيخ البهائي العاملي