تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
و فروتنى مينمايند ، از او اين گونه بلاها كه صفات غير حميده و اخلاق رذيله است بدون شك مندفع خواهد شد و بر مسند سعادت اتكاء خواهد نمود و الا در پله‌ى حساب حيران و سرگردان مانده و ايستاده ، چنان كه تو ايستاده‌يى ! كه نه راه پس و نه راه پيش دارى ! . موش چون اين سخنان و گفتار دهشت‌آميز را از گربه شنيد آه و فغان بر كشيد و زار زار بگريست و گفت : اى شهريار ! از زيردستان تقصير و از بزرگان بخشش ، زيرا كه گفته‌اند : سخاوت و كرم از بهترين اعمال و كردار است . گربه گفت : اى موش ! گلستان شيخ سعدى را نخوانده‌يى كه گفته :
نكوئى با بدان كردن چنانست * كه بد كردن بجاى نيك مردان
اى موش بيعقل ! خوبى كردن با غير اهلش يقين داشته باش از ضعيفى عقل است و سفاهت ! . موش گفت : اى شهريار ! پس نيكى و مروت در حق چه كسى خوب است ؟ . گربه گفت : در حق كسى كه از روى جهل و نادانى تقصيرى كرده باشد و چون از آن تقصير و جهل آگاهى يابد پشيمان شود و در تدارك آن بكوشد و از راه تأسف در آيد و عفو و بخشش طلبد ، در اينوقت او را بايد بخشيد ، نه آنكه با كسى كه از روى تكبر و غرور و عناد و خود پرستى و تمسخر چيزها گويد و كارهاى بى معنى كند و بكمال و عداوت خصومت و بد سيرتى نموده و در پله‌ى حسد و كينه