بازگشت ننمود .
چون خبر بپادشاه رسيد وزير را طلبيد و بسيار تحسين بر رأى و دانش او نمود و بخلع فاخره مخلع گردانيد و او را ملقب بنيكو رأى نموده صاحب الفكر خطاب فرمود .
اى موش ! در خاطر دارى كه ميگفتى اگر گرسنهيى خود را بكو كنار خانه برسان شايد كه كو كنارى دريابى و لقمهيى بربائى ؟ ، حال دردسر بيش از اين مايهى سفاهت و نادانى باشد ، پس اگر من بعد از اين با تو مهربانى كنم البته نادان و سفيه باشم .
گربه اين را گفت و ناگاه موش را بكشت و بخورد و روانهى منزل خود گرديد .
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٦٩