كوه را برداريد و بدوش من گذاريد با وجود اين توقع داريد كه من تنها بردارم ؟ ! .
بعد از شنيدن اين قول ، آن جماعت باز از بيعقلى تصديق كردند و گفتند كه درست است و راست ميگويد چه بايد كرد ؟ .
آن مرد معلم گفت :
بايد صبر و تحمل نمود كه تا جمعيتى بيشتر از شما بهم رسد و آنوقت كوه بايد صبر و تحمل نمود كه تا جمعيتى بيشتر از شما بهم رسد و آنوقت كوه را برداريد و بر پشت من نهيد تا ببرم بجاى ديگر نهم .
پس مردم آن قريه با معلم قرار كار را چنين قرار دادند !
بارى حالا اى موش ! خوب و واضح بدان كه هر چه بر سر تو آمده و ميآيد .
همه از سبب تكبر و خودسرى و نادانى خودت بوده كه بر تو واقع شده و الا هرگز آدم شكسته نفس و بردبار ضرر نكرده است و ببلا مبتلا نشده و نمىشود بلكه هميشه سالم خواهد بود .
هر چه كنى به خود كنى ، گر همه نيك و بد كنى * كس نكند بجاى تو ، آنچه تو خود به خود كنى
و ديگر گفتهاند :
هر كه او نيك مىكند يا بد * نيك و بد هر چه مىكند شايد
پس هر كه در حالت صحت و خوش دماغى و وقت قوت و هنگام نعمت و امنيت مكان است و بكام خود بود و از دوستان و اقران ممتاز ، و مستولى بر دشمنان است و در فراغ بال و رفاهيت حال و آسايش است ، هر گاه اينچنين كس صابر و شاكر و حامد و واقف باشد و غافل و مغرور نگردد ، البته او رستگار و سعيد است ، و بايد دانست اينهمه صفات كه بيان گرديد جملگى ضد و نقيض آنا فآنا از عقب ميرسد ، پس هر آنكه شكستگى پيشه مىسازد و شكر و سپاس مىكند