و شخصيتهاى قبيلهء مذحج هستند ، ما نه از اطاعت حكومت نافرمانى كردهايم و نه از جماعت مسلمين فاصله گرفتهايم ، به ما خبر رسيده كه رئيس ما هانى كشته شده است . » ابن زياد از اجتماع قبيلهء مذحج و گفتار آنها با خبر شده به شريح قاضى فرمان داد نزد هانى برود ، و پس از ديدار با او ، بيرون آيد و سلامتى او را به قوم او گزارش دهد .
شريح همين كار را به انجام رسانيد ، و خبر سلامتى هانى را به قوم او داد ، آنها سخن شريح را پذيرفتند و از آنجا پراكنده شدند .
درگيرى شديد حضرت مسلم عليه السّلام با طرفداران ابن زياد
مسلم بن عقيل عليه السّلام از گرفتارى هانى با خبر شد ، آن حضرت با افرادى كه با او بيعت كرده بودند براى جنگ با عبيد اللَّه از خانه خارج شدند ، عبيد اللَّه در درون دار الإمارة پناه گرفت ، و نگهبانان و لشكرش با مسلم و يارانش درگير شدند و آتش نبرد سختى شعلهور شد ، در اين ميان هواداران ابن زياد از پنجرههاى ساختمان دار الاماره سرهاى خود را بيرون آورده و با فريادهاى خود ياران مسلم عليه السّلام را مىترساندند و مىگفتند : اكنون لشكر شام براى كمك رسانى به ما ، حركت كردهاند و نزديك است به ما برسند .
اين تهديدها و ترفندها و تبليغات سوء همچنان ادامه داشت ، تا اينكه شب فرا رسيد ، شب در تاريكى ، ياران ( بىوفاى ) مسلم عليه السّلام اطراف آن حضرت را خالى كردند و به همديگر مىگفتند : ما را با اين كارها چه كار ؟ كه موجب فتنه و آشوب شويم ، شايسته است كه در خانههاى خودمان بنشينيم و اين قوم را به حال خودشان واگذاريم تا