يرحمك اللَّه
، خداوند از اين دفاعى كه از اهل بيتم مىكنيد پاداش خير به شما عنايت فرمايد ، به سوى بانوان حرم برگرد . » همسر وهب بازگشت .
وهب همچنان به جنگ با دشمن ادامه داد تا به شهادت رسيد ، رضوان خدا بر او باد . « 1 »
شهادت مسلم بن عوسجه
سپس مسلم بن عوسجه رحمة اللَّه عليه به ميدان شتافت و تا آخرين توان خود با دشمنان جنگيد ، و در برابر سختى شديد تيرها و زخمهاى بلا مقاومت شديد نمود تا اينكه به زمين افتاد ، هنوز رمقى در بدن داشت امام حسين عليه السّلام همراه حبيب بن مظاهر به بالينش آمدند ، امام حسين عليه السّلام خطاب به او فرمود :
رحمك اللَّه يا مسلم !
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
، اى مسلم ! خدا تو را رحمت كند ، در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند ، صادقانه ايستادهاند ، بعضى پيمان خود را به پايان رساندند ( و در راه خدا شربت شهادت
هامش
( 1 ) . نام مادر وهب ، قمر و نام همسرش هانيه بود ، اين سه مسيحى بودند و در بيابانى نزديك كربلا به كاروان حسين ( ع ) پيوستند و اسلام را پذيرفتند ، وهب تازه عروسى كرده بود . طبق بعضى از روايات ، مادر وهب عمود خيمه را كشيد و به جنگ دشمن رفت ، امام حسين ( ع ) او را بازگردانيد ، دشمنان سر بريدهء وهب را به طرف او انداختند ، او آن سر را به سوى دشمن افكند و گفت : « من چيزى را كه به درگاه خدا هديه دادهام بازنگردانم . هانيه كنار پيكر همسرش وهب رفت و گريه كرد و هر چه فرياد داشت بر سر دشمن فرود آورد ، سرانجام غلام شمر به نام رستم به دستور شمر عمودى بر سر او زد ، و او كنار همسرش به شهادت رسيد . ( شرح عشق و شور اين خانوادهء تازه مسلمان ، مفصّل است ، در اين باره به كتاب سوگنامهء آل محمد ( ص ) تأليف مترجم كتاب ، صفحه 209 تا 213 مراجعه شود ) ( مترجم ) .