سپر آن تير قرار مىداد ، و هر شمشيرى كه به طرف حسين عليه السّلام كشيده مىشد ، قلب و جانش را در برابر آن قرار مىداد ، آن چنان خود را سپر دفاعى جان عزيز حسين عليه السّلام قرار داده بود ، كه نمىگذاشت آسيبى به آن حضرت برسد ، تا اينكه پيكرش پر از زخم شد ، در اين هنگام به امام حسين عليه السّلام رو كرد و ( عاشقانه ) گفت : « يا بن رسول اللَّه اوفيت ؟ : اى پسر رسول خدا آيا به عهد خود وفا كردم ؟ » امام حسين عليه السّلام فرمود :
نعم انت امامى في الجنّة ، فأقرئ رسول اللَّه عنّى السّلام ، و اعلمه انّى في الاثر
، آرى تو جلوتر از من در بهشت هستى ، سلام مرا به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم برسان ، و به آن حضرت عرض كن كه من نيز به دنبال تو خواهم آمد .
او آنقدر با دشمن جنگيد تا به شهادت رسيد ، رضوان خدا بر او باد .
جانبازى و شهادت جون غلام ابو ذر
جون غلام سياه چهره از غلامان آزادشدهء ابو ذر غفارى ، در كنار سپاه امام حسين عليه السّلام بود ، امام عليه السّلام به او فرمود : « به تو اجازه دادم كه از اينجا به روى ، تو براى كسب عافيت و سلامتى همراه ما بودى ، اينك كه وضع چنين است ، خود را در راه ما گرفتار نكن . » جون گفت : « اى پسر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آيا من هنگام خوشى و رفاه ، كاسه ليس شما باشم ، و هنگام سختى و فشار ، شما را به خودتان واگذارم ؟ سوگند به خدا بدنم بدبو است ، سرشت و اصالت خانوادگيم پست است ، و چهرهام سياه مىباشد ، بهشت را برايم ارزانى دار ، تا بوى بدنم بوى خوش گردد ، و سرشت و شخصيّتم