تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
شريف و چهره‌ام سفيد شود ، نه به خدا سوگند از شما جدا نگردم تا اين خون سياه من با خونهاى شما آميخته گردد . جون پس از اين گفتار به ميدان رفت و با دشمنان جنگيد تا به شهادت رسيد » « 1 »

شهادت عمرو بن خالد ، قهرمان شير مرد

سپس عمرو بن خالد صيداوى به محضر امام حسين عليه السّلام آمد و عرض كرد : « اى ابا عبد اللّه الحسين ! فدايت گردم تصميم گرفته‌ام كه به ياران ( شهيد ) بپيوندم ، دوست ندارم بمانم و تو را بين زن و بچه‌ات غريب و تنها بنگرم و بدن كشته تو را ببينم . » امام حسين عليه السّلام فرمود : « به پيش رو ، كه پس از ساعتى ما نيز به تو مىپيونديم . » عمرو بن خالد به ميدان شتافت و با دشمن جنگيد تا به شهادت رسيد ، رضوان خدا بر او باد .

موعظهء حنظلة بن سعد و شهادت او

يكى از ياران امام حسين عليه السّلام حنظلة بن سعد شبامى ( از طايفهء شبام يكى از تيره‌هاى قبيله همدان ) بود ، به محضر امام حسين عليه السّلام آمد ، در حالى كه جان خود را سپر امام عليه السّلام نموده بود ، تيرها و شمشيرها
هامش
( 1 ) . در روايات آمده ، امام حسين ( ع ) به بالينش آمد ، چنين دعا كرد : « اللّهمّ بيّض وجهه ، و طيّب ريحه ، و احشره مع الابرار ، و عرّف بينه و بين محمّد و آل ، خدايا ! چهره‌اش را نورانى ، و بوى بدنش را خوش كن ، و بين محمّد و آلش با او پيوند و آشنايى قرار بده . » دعاى امام ( ع ) به استجابت رسيد ، از امام سجّاد ( ع ) نقل شده ، بنى اسد بعد از ده روز جنازهء جون را يافتند كه بوى خوش از آن مىوزيد . ( نفس المهموم ، ص 150 - بحار ، ج 45 ، ص 23 ) ( مترجم ) .