تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
مباهله دعوت كرد بر اين اساس كه هر كسى كه كشته شد ، بر باطل است ، با هم درگير شدند ، برير او را كشت ، سپس همچنان به جنگ خود با دشمن ادامه داد تا به شهادت رسيد ، رضوان خدا بر او باد .

شهادت وهب بن حباب كلبى

آنگاه وهب بن حباب كلبى « 1 » به ميدان شتافت و جنگ خوبى كرد ، و با نهايت تلاش به جهاد با دشمن پرداخت ، همسر و مادرش ، در كربلا بودند او نزد آنها بازگشت و گفت : « يا امّاه ! ارضيت ام لا ؟ اى مادر ! آيا خوشنود شدى يا نه ؟ » مادر گفت : نه ، خشنود نشوم تا در پيش روى حسين عليه السّلام كشته شوى . همسرش به او گفت : تو را به خدا با كشته‌شدنت ، مرا به فراقت سوگمند نكن ، ولى مادرش به او گفت : از سخن همسرت بگذر ، و به ميدان برو و در ركاب پسر دختر پيامبرت نبرد كن تا مشمول شفاعت جدّش در روز قيامت گردى . وهب به ميدان بازگشت و همچنان به نبرد جانانهء خود ادامه داد ، تا دستهايش از بدن جدا گرديد . در اين هنگام همسرش ستون خيمه را به دست گرفت و به سوى شوهرش رفت و گفت : « پدر و مادرم به فدايت ، به حمايت از پاكان حرم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم با دشمن جنگ كن . » وهب نزد او آمد تا او را به خيمه‌ها بازگردانيد ، او دامن وهب را گرفت و گفت : « نه هرگز باز نمىگردم تا در كنار تو كشته شوم . » امام حسين عليه السّلام فرمود : « جزيتم من اهل بيت خيرا ، ارجعى الى النّساء
هامش
( 1 ) . و طبق بعضى از نسخه‌ها ، جناح كلبى .
اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 129 | محمدى اشتهاردى / السيد ابن طاووس