مباهله دعوت كرد بر اين اساس كه هر كسى كه كشته شد ، بر باطل است ، با هم درگير شدند ، برير او را كشت ، سپس همچنان به جنگ خود با دشمن ادامه داد تا به شهادت رسيد ، رضوان خدا بر او باد .
شهادت وهب بن حباب كلبى
آنگاه وهب بن حباب كلبى « 1 » به ميدان شتافت و جنگ خوبى كرد ، و با نهايت تلاش به جهاد با دشمن پرداخت ، همسر و مادرش ، در كربلا بودند او نزد آنها بازگشت و گفت : « يا امّاه ! ارضيت ام لا ؟ اى مادر ! آيا خوشنود شدى يا نه ؟ » مادر گفت : نه ، خشنود نشوم تا در پيش روى حسين عليه السّلام كشته شوى .
همسرش به او گفت : تو را به خدا با كشتهشدنت ، مرا به فراقت سوگمند نكن ، ولى مادرش به او گفت : از سخن همسرت بگذر ، و به ميدان برو و در ركاب پسر دختر پيامبرت نبرد كن تا مشمول شفاعت جدّش در روز قيامت گردى .
وهب به ميدان بازگشت و همچنان به نبرد جانانهء خود ادامه داد ، تا دستهايش از بدن جدا گرديد .
در اين هنگام همسرش ستون خيمه را به دست گرفت و به سوى شوهرش رفت و گفت : « پدر و مادرم به فدايت ، به حمايت از پاكان حرم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم با دشمن جنگ كن . » وهب نزد او آمد تا او را به خيمهها بازگردانيد ، او دامن وهب را گرفت و گفت : « نه هرگز باز نمىگردم تا در كنار تو كشته شوم . » امام حسين عليه السّلام فرمود :
« جزيتم من اهل بيت خيرا ، ارجعى الى النّساء
هامش
( 1 ) . و طبق بعضى از نسخهها ، جناح كلبى .