درآميختند و آداب و رسومشان را پذيرفتند ؛ و حتى سرزمين جديد را به مراتب از اروپا بهتر يافتند . چنان كه يكى از آنها گفته بود : « ما كه از مغرب بوديم به صورت مردم مشرق درآمدهايم . . . وطن خود را فراموش كردهايم . بسيارى از ما مولد ( زادگاه ) خود را نمىدانند و از آن ياد نمىكنند . يكى خانه و خدم دارد ، چنان كه گويى آنها را به ارث دارا شده ، ديگرى به جاى اينكه از هموطنان خود زن بخواهد يكى از اهل شام ( ارمنى ) يا عرب نصرانى را به زنى خواسته است . . . به همه زبان تكلّم مىكنند و گفتهء آنها را مىفهمند . اكنون كه مشرق تا اين درجه به حال ما مساعد مىباشد ، برگشتن به مغرب چه ضرور است « 1 » ؟ »
نخستين كارى كه به وسيلهء صليبيها انجام گرديد تعيين كشيش و پادشاهى براى اورشليم بود . اين كار پس از گفت و گوهاى فراوان صورت پذيرفت و شخصى به نام « گودفرى » نه به عنوان پادشاه بلكه به عنوان « مدافع جانباز آرامگاه مقدس » قدرت را به دست گرفت ؛ و سه كنت نشين ديگر نيز در شهرهاى « اديسا ( رها ) » ، « انطاكيه » و « ترابلس » به مركزيت اورشليم تشكيل گرديد « 2 » .
براى تقويت و تحكيم پايه هاى حكومت اورشليم و دفاع از سرزمين فلسطين در مقابل مسلمانان ، سه فرقه با ماهيت راهبى - سربازى تشكيل گرديد : فرقهء سن ژان بيتالمقدس يا ميهمان نوازان ، فرقهء پاسبانان معبد و فرقهء سواران آلمان . اعضاى اين فرقهها موظّف بودند تا همانند راهبان مغرب زمين سرگرم عبادت و رياضت و از نظر نظامى پيوسته آمادهء كارزار باشند . لباسشان نمود روشن اين ماهيت دو گانه بود . آنان اسلحه سواران جنگى رابه خود مىبستند و بر روى آن لبّادهء بلند راهبى مىپوشيدند . « 3 »
رنگ لبادهء ميهماننوازان مشكى بود ، با صليب سفيدى بر روى سينه و لبادهء پاسبانان معبد سفيد بود و صليبى قرمز داشت « 4 » .
ولى با وجود تصرف بيت المقدس ، همهء كار پايان نيافته بود . رفت و آمد زائران مسيحى از صحراى خشك و سوزان فلسطين بس دشوار بود ؛ و مسيحيان ناچار بودند شهرهاى ساحلى
هامش
( 1 ) . تاريخ قرون وسطى ، ج 4 ، ص 227 - 228 .
( 2 ) . تاريخ قرون وسطى ، ج 4 ، ص 227 ؛ نيز ر . ك . تاريخ جنگهاى صليبى ، ج 1 ، ص 381 - 390 .
( 3 ) . دربارهء پوشش فرقهء سواران آلمان در منابع چيزى نيامده است .
( 4 ) . تاريخ قرون وسطى ، ج 4 ، ص 228 .