كه لاتينهاى خردمندتر در جست و جوى راهى برآمدند تا مگر عيسويان و مسلمانان را كنار هم آرند ، خاطرهء اين كشتار فجيع همواره سد راهشان بود « 1 » . پاپ اوربان كه بىگمان پيوسته وقايع اعزام سپاهيان صليبى را دنبال مىكرده و منتظر شنيدن اخبار سرنوشت آنان بوده است ، سرانجام گزارش زير را از سوى يكى از فرماندهان جنگ دريافت كرد :
اگر مىخواهيد بدانيد با دشمنانى كه در بيت المقدس به دست ما افتادند چه معامله شد ، همين قدر بدانيد كه كسان ما ، در رواق معبد سليمان در لجّهاى از خون مسلمانان مىتاختند و خون تازانوى اسب مىرسيد ، تقريباً ده هزار نفر مسلمان در معبد قتل عام شدند و هر كس در معبد مىرفت تا بند پايش خون مىگرفت . از كفار هيچ كس جان سلامت نبرد ، حتى زنان و اطفال را كشتيم . پس از كشتار نوبت به غارت خانهها رسيد . كسان ما چون از خونريزى سير شدند ، به خانهها ريختند و هر چه به دستشان افتاد ضبط كردند . هر كس وارد خانهاى مىشد ، آن را ملك مطلق خود مىشمرد ؛ و اين رسم چنان جارى و سارى بود كه گويى قانون بود كه بايد مو به مو رعايت شود « 2 » .
بدون شك دريافت اخبار مربوط به كشت و كشتار و قتل و غارت براى اوربان خوشحال كننده بوده است و گرنه فرماندهان نظامى با چنين صراحتى آن را گزارش نمىكردند !
صليبيان و يهوديان
ارتباط و برخورد صليبيها با يهوديان در اثناى حركتشان به سوى خاور زمين ، شايان توجه فراوان است . يهوديان كه در راه تجارتىِ ميان باختر زمين و كشورهاى عربى سكونت گزيده بودند ، در تسهيل كار بازرگانى ميان شرق و غرب نقشى مؤثر ايفا مىكردند . آنان كه در كشورهاى اروپايى زندگى آرام و بى دغدغهاى را سپرى مىكردند ، به طور گسترده به كار رباخوارى اشتغال داشتند . در نتيجه مسيحيانى كه ناچار بودند براى گذران زندگى دشوار خود ، سودهايى كلان به آنها بپردازند ، كينهء آنان را به دل گرفته در پى فرصتى بودند تا خشم خويش را بر سر آنان فرود آورند « 3 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ جنگهاى صليبى ، رانسيمان ، ج 1 ، ص 377 - 378 .
( 2 ) . تاريخ اورشليم ، ص 211 و نيز ر . ك . تاريخ قرون وسطى ، آلبرماله و ژول ايزاك ، ج 4 ، ص 226 .
( 3 ) . ر . ك . همان ، ص 177 - 188 .