مىگذشتند و نابود مىشدند .
صليبيان كه بعد از آن همه بدبختى و رنج ، مستى اين پيروزى عظيم عقلشان را زايل كرده بود ، بى محابا به خيابانها و كوى و برزنها و مسجدها و خانهها ريخته ، هر كه را ديدند ، از زن و مرد و كودك ، بى دريغ به قتل رساندند . سرتاسر بعداز ظهر و شب آن روز كشتار مردم ادامه داشت . پرچم « تانْكِرد » ( از فرماندهان صليبى ) مهرِ امانِ پناهندگان مسجد الاقصى نشد .
بامدادان روز بعد ، گروهى از سربازان به قهر به مسجد درآمده تيغ در پناهندگان نهادند . مقارن نيمروز كه « ريموند آو آگيلرز » به زيارت حرم شريف مىرفت ، ناگزير بود گام از ميان اجساد و نهر خونى كه تا به زانو مىرسيد ، برگيرد .
يهوديان شهر دسته جمعى به كنيسهء جامع خود پناه بردند ، ولى صليبيان همه آنان را به گناه يارى مسلمانان ، بى هيچ گونه شفقتى با بناى كنيسه يك جا آتش زدند « 1 » .
آرى شهرى كه هنگام تصرفش به دست مسلمانان شاهد آن همه رفق و مدارا بود ، اينك غرق در خون گشته بود . كشتار بى رحمانهاى كه صليبيها به راه انداختند نشان داد كه آنان نه به مقصود زيارت ، بلكه براى غارت آمده بودند . قدس بنايى دنيوى نبود كه از ويرانىاش دل بينوايان و مستمندان شاد گردد ، بلكه مكانى بود مقدس و دينى كه شكستن حرمتش ننگ و نفرت ابدى را نصيب مسيحيان شركت كننده در جنگ كرد . اين قتل و غارت بذر كينهاى را ميان مسلمانان و مسيحيان پاشيد كه از آن پس براى ساليانى دراز زندگى مسالمت آميز از ميانشان رخت بربست .
كشتار وحشتناك مردم اورشليم بر همهء جهان اثر گذاشت . كس نمىتواند قربانيان اين فاجعهء هولناك را بر شمارد ، ولى مسلم است كه در سرتاسر اين شهر حتى يك مسلمان يا يهودى از مهلكه نَجَست . اين واقعه مايهء وحشت حتى بسيارى از عيسويان شد و مسلمانانى را هم كه تا كنون آماده بودند تا فرنگان را نيز به عنوان عاملى ديگر در سياست پيچيده و سردرگم زمان ، در ميان خود جا دهند ، بر آن داشت تا بى پروا به بيرون انداختن ايشان كمر بندند . اين نامردمى و خونآشامى وحشيانهء مسيحيان بود كه غيرت دينى مسلمانان را برانگيخت ، از آن پس هرگاه
هامش
( 1 ) . تاريخ جنگهاى صليبى ، رانسيمان ، ج 1 ص 376 - 377 . نيز در اين باره ر . ك . مكتبة الحروب الصليبيه ، ج 1 ، ص 263 - 265 ، تاريخ الاسلام ، حسن ابراهيم حسن ، داراحياء التراث العربى ، بيروت ، ح 1967 ، ج 4 ، ص 247 .