چهل درهم ) ، و هرگاه مسلمانان به يمن تاختند سى زره و سى نيزه ( در روايت صنعانى : سى پوستين ) سىشتر ، سىاسب تقديم دارند ، و هر گاه پيامبر اسلام نزد آنان فرستادگانى اعزام داشت ، بيش از يك ماه از فرستادگان پذيرايى كنند . در مقابل زير حمايت دولت اسلامى ( به عنوان جَوار الله و ذمّه امر رسول ) خواهند بود و دولت اسلامى نبوى افراد و اموال و عبادات آنان را ضمانت مىكند و اجازه مىدهد كه مقامات مذهبى مسيحى ( كشيشها ، راهبها و . . . ) همچنان به كار خود ادامه دهند و مشمول هيچگونه ماليات و جزيه و خراج و خدمت نظامى نباشند .
البته به شرط اينكه معاملات ربوى نداشته باشند و ربا نخورند « 1 » .
آرى ، دعوت به مباهله از سوى رسول خدا ( ص ) ماهيتى آسمانى و دينى داشت كه حقانيت آن حضرت را در دعوى پيامبرى اثبات مىكرد و روحانيت مسيحى را سخت به چالش مىكشيد . انصراف عيسويان از مباهله به مفهوم عقبنشينى از مبارزهء فرهنگى و گفت و گو در فضايى فكرى بود . از آن پس بود كه اربابان كليسا در برابر پيشرفتهاى چشمگير مسلمانان ، در زمينههاى سياسى شيوهء صبر و انتظار پيش گرفتند و در زمينههاى فرهنگى به تخريب افكار و تشويش اذهان مسيحيان نسبت به اسلام و پيامبر خدا ( ص ) پرداختند و تصويرى تحريف شده از اسلام در جوامع مسيحى ارائه دادند . نورمن دانيل در اثر خود اسلام و غرب دربارهء بينش مسحيت از اسلام مىنويسد :
مهم آن است تا به خاطر بياوريم حتى در منصفانهترين شروح قرون وسطايى از حيات محمد ( ص ) تا چه حد نكات فراوانى را مكتوم كردهاند . در روايات قرون وسطايى آمده است كه حكام بتپرست مدينه مصرّانه گفتهاند ، هرگز قانونگذارى اجتماعى محمد ( ص ) را براى جامعه عربستان به رسميت نمىشناسند . فتح بدر كه محمد ( ص ) مخصوصاً آن را مشيّت الهى مىدانست . نه تنها توسط نويسندگان قرون وسطايى مبالغه پنداشته شد ، بلكه آن را نديده هم گرفتند . از اعمال پيامبر ( ص ) كه مفهوم احتجاج دينى هم نداشت ، مثلًا تعيين قبله ، بسيار به ندرت حرفى به ميان آمده ، اشارهاى به اتحاد و ساير شيوههاى صلحآميز در وحدت قبايل نشده ، چشمپوشى مطالبى چون پيمان حديبيه و فتح بدون خونريزى مكه و فتوحات نهايى بر
هامش
( 1 ) . مباهله در مدينه ، ماسينيون ، لويى ، ترجمه محمود رضا افتخارزاده ، انتشارات رسالت قلم ، 1378 ، تهران ، ص 80 - 82 .