اعتقادى را جز آنچه خود داشتند دروغ مىپنداشتند . در اين ميان معتقدان الهيات و فلسفه توماس آكويناس ، در حالى كه برخى از دعويهاى حضرت محمد [ ص ] را درست مىدانستند ، عنوان مىكردند كه وى آنها را با تعبيرهاى نادرستى از عهد جديد و قديم در هم آميخته است و براى اثبات مدعاى خود معجزهاى نياورده است ! آنها همچنين نخستين گروندگان به اسلام را مردمانى بىفراست و بىذكاوت مى دانند و مىگويند كه رواج دين اسلام مرهون وعدههاى برخوردارى از جنس مخالف در قيامت و نيز تهديد و استفاده از زور بوده است . برخى ديگر از نويسندگان مسيحى پا را از اين نيز فراتر نهاده و گفتهاند كه محمد ( ص ) نه تنها صدق را با كذب در آميخته ، بلكه جاهايى كه به بيان حقيقت پرداخته نيز مقدارى از سمّ تحريف به آن افزوده است و مىتوان گفت كه گفتههاى صادق او چونان عسل به زهر آلوده است « 1 » .
2 . « اسلام دينى است كه با شمشير و خشونت ترويج مىشود » . پروفسور وات در تحليل چنين برداشتى از اسلام در نزد مسيحيان مىنويسد كه گويا مسيحيان اروپاى غربى در سده دوازدهم و سيزدهم ميلادى - دوران جنگهاى صليبى - درباره چگونگى رواج اسلام در دورههاى نخستين آن مبهمترين تصوير را داشتهاند . آنان هرگز به اين واقعيت توجه نداشتند كه مسيحيان در سرزمينهاى تسخير شده به دست مسلمانان ، مىتوانستند به صورت اقليت مذهبى و تحت حمايت دولت اسلامى زندگى كنند . به طورى كه « پدرودِ آلفونسو » ( متوفاى 1110 م ) فكر مىكرد كه « تاراج و اسير گرفتن و مقتول كردن دشمنان خدا و پيامبران او و ايذا و از بين بردن آنان به هر صورت ممكن » از احكام شرع اسلام است و به طور طبيعى چنين ايدهاى را با تعاليم مسيحيت كه آن را دين صلح مىدانستند در تعارض آشكار مىديدند « 2 » .
3 . « اسلام مذهب تنآسايى است » . به نوشته آقاى وات ، مسيحيان قرون وسطى از اسلام تلقى دينى تنآسا را داشتند كه به پيروانش اجازه مىدهد چهار زن و يا بيشتر انتخاب كنند و از دنيا هم كه رفتند ، در سراى جاويد با زنان دلپسند و حوريان بهشتى هم آغوشند . البته پروفسور وات اين باور اروپائيان را مردود مىشمارد و واقعيت زندگى مسلمانان را با چيزى كه اروپائيان قرون وسطى فكر مىكردند بسيار دور مىداند « 3 » .
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان ، ص 144 .