تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگاهى نو به جنگهاى صليبى ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
4 . « محمد مخالف مسيح است » . پروفسور وات مىگويد كه به گمان مسيحيان قرون وسطى ، در قرآن اشتباهات فراوان وجود دارد و در نتيجه نمىتوان رسالت آسمانى پيامبر را پذيرفت ، برخى ديگر پا را فراتر از اين گذاشته مىگفتند كه چون او پيامبر نيست و در عين حال مذهبى مخالف مذهب مسيح آورده است ، پس كار او مضر و ضد دين مسيحيت است « 1 » . چنين اتهامهايى البته مصرف داخلى داشت و تنها مىتوانست نزد متدينان مسيحى مقبول افتد ؛ اما نزد مسلمانان حقانيت اسلام ، صداقت پيامبر ( ص ) آسمانى و سازنده بودن آيه‌هاى قرآنى ، چيزى نبود كه بتوان در آن ترديد روا داشت . از نظر آنها مسيحيان نيز موظف هستند كه اسلام بياورند . به عبارت ديگر مسلمانان با وجود پراكندگى سياسى ، از نظر فرهنگى نسبت به اروپائيان احساس برترى مىكردند و چنين احساسى براى آنان غرور و قدرت مىآفريد و راه غربيان را براى نفوذ در ميان آنها سد مىكرد . اين بود كه صليبيها راه ضد فرهنگى را كه جنگ فراگير و همه‌جانبه بود در پيش گرفتند و تهاجمهاى صليبى را آغاز كردند . جنگ‌هايى كه نتيجه‌اى جز ناكامى و سرخوردگى براى غربيان همراه نداشت و آنان را در انديشه يافتن راهى غير نظامى براى مبارزه با مسلمانان فرو برد و نقشه‌هاى خود را بر پايه « نابودى اسلام از درون » پىريزى كردند . يكى از مقامهاى ارشد دولت استعمارى انگلستان جزئيات اين سياست را چنين بازگو كرده است : جنگهاى صليبى فايده‌اى نداشت ، همان‌گونه كه قوم مغول نتوانستند اسلام را ريشه‌كن سازند . زيرا عمليات آنان دفعى و بدون برنامه و نقشه قبلى بود . آنان عمليات نظامى انجام مىدادند كه جنگ علنى و آشكار بود و لذا در مدتى كوتاه از بين رفتند . اما امروزه حكومت با عظمت ما در فكر اين است كه اسلام را از داخل با يك نقشه مطالعه شده و دقيق با بينش و به مرور زمان نابود سازد . البته اين برنامه نيز در آخر كار نيازمند يك لشكركشى و يورش هست ، ولى اين كار موقعى انجام مىگيرد كه بلاد اسلامى را به سقوط كشانده و از هر سو كلنگ ويرانى بر پيكر اسلام وارد آورده‌ايم كه ديگر قدرت جمع‌آورى قوا و مقابله در برابر جنگ ما را نداشته باشد « 2 » .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 145 . ( 2 ) . خاطرات سياسى و تاريخى مستر همفر در كشورهاى اسلامى ، ترجمهء على كاظمى ، چاپ سوم ، بى نا ، بى تا ، بى جا ، ص 160 - 161 .