از دولتهاى ايران و عثمانى بر خليج فارس پرتغالىها به سرعت آن را به تصرف خود درآوردند . آلفو نسو آلبو كرك « 1 » - در سال 921 ه / 1515 م هرمز را به تصرف در آورد و حاكم آنجا را ناگزير به پذيرش تبعيت پرتغال كرد . از آن پس جزيرهء هرمز مدت صد سال در دست پرتغاليها بود و در طى اين مدت امتيازهاى بازرگانى و اقتصادى خليج فارس نيز در انحصار آنان قرار داشت « 2 » .
پس از تصرف بغداد به سال 941 ه / 1534 م به دست تركان عثمانى و نفوذ در احسا و قطيف ، اينان نيز در خليج فارس به اعمال نفوذ پرداختند ، ولى در مقابل قدرت نظامى پرتغالىها به ويژه قلعهء مستحكم آنان در هرمز ناگزير به عقب نشينى گرديدند « 3 » .
براى مدتى كه پرتقال به تصرف اسپانيا در آمد ، سيادت خليج فارس نيز به آن دولت انتقال يافت و حاكم پرتغالى هرمز نيز تابع اسپانيا شد . اما پس از شكست تجهيزات اسپانيا به سال 1588 م ، بازرگانان هلندى و انگليسى به آبهاى هند راه يافتند و شركتهاى انگليسى و هلندى هند شرقى تأسيس گرديد . شركت انگليسى در سورات ( بندرى هندى ) متوجه ايران شد ؛ چرا كه به سبب زمستانهاى سرد ايران ، امكان فروش پارچههاى پشمى در آنجا بيشتر بود . علاوه بر آن به سبب جنگهاى ايران و عثمانى راه صدور بر روى ابريشم ايران نيز بسته شده بود « 4 » .
پس از پايان يافتن جنگهاى هفت ساله ميان انگلستان و فرانسه و چشم پوشى اين كشورها از مستملكات خود در هند شرقى به سود انگلستان ، به دليل اهميتى كه خليج فارس در ارتباط ميان انگلستان و هندوستان داشت ، انگليسيها در صدد بر آمدند تا به هر شكل ممكن اين منطقه را زير سلطهء خود در آورند . آمدن برادران شرلى به دربار ايران ، راه انگليسها را براى حضور در خليج فارس هموار ساخت . آنان با يارى دادن به ايران در جنگ با عثمانى ، از طريق ساختن توپخانه ، اعتماد شاه را به خود جلب كردند و به دنبال آن ايران موفق شد در سالهاى 1602 م و 1615 م ، پرتغال را به ترتيب از بحرين و هرمز نيز بيرون براند . پس از آن
هامش
( 1 ) .
1 . .
( 2 ) . ر . ك . تاريخ سياسى خليج فارس ، ص 100 - 102 ؛ رقابت قدرتها در خليج فارس ، ص 41 - 48 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . ر . ك . دايرة المعارف فارسى ؛ نبرد قدرتها در خليج فارس ، ص 48 ؛ تاريخ سياسى خليج فارس ، ص 105 - 106 .