رابطهء اين نجيب زاده با من اين است : از موقعى كه در اين سرزمين است ، هر روز با او در يك ظرف غذا مىخوريم و در يك جام مثل برادر شراب مىنوشيم « 1 » . آنگاه طى فرمانى به سراسر كشور در بارهء رفتار با مسيحيان در ايران چنين نوشت امر مطلق و اراده و ميل ما است كه از امروز تمام قلمرو كشور ما بر روى تمام ملل مسيحى و تمام آنهايى كه اين مذهب را دارند باز باشد ، به طورى كه هيچ كس نتواند در هيچ حال با آنها اهانت آميز صحبت كند و به پاس اين دوستى كه من با شاه زادگانى كه پيرو مسيح هستند دارم به تمام تجار مسيحى براى تجارت و داد و ستد در تمام قلمرو كشور خودم اجازه مىدهم بدون اينكه از طرف هيچ كس ، حاكم ، شاه زاده ، خان و يا افسر و يا ازمتا به عين من هرچه باشد شغل و مقام آنها آزار ببيند « 2 » .
هدف شاه عباس از دادن اين امتيازات در وهلهء نخست تشويق اروپائيان براى جنگ با عثمانى و در وهلهء دوم ايجاد روابط تجارى با آنان بود . اما او كه از اعتراض روحانيان ايران نسبت به داشتن روابط دوستانه با مسيحيان بيمناك بود ، در پاسخ به يكى از هيئتهاى اروپائى چنين گفت :
من شخصا حاضرم كه براى مسيحيان مقيم ايران كليسا بسازم و خيلى خوشحالم كه پيروان مسيح از هر دسته و طبقه به كشور من بيايند ، اما رؤساى روحانى ايران مراقب من بوده و اگر دست به ساختمان كليسا بزنم ممكن است مرا از ميان بردارند . ولى به عقيدهء من اگر شما جنگ را بر عليه تركان عثمانى شروع كنيد ، مىتوانيد بعداً در اصفهان [ و ] حتى در ساير شهرهاى ايران كليسا بسازيد . روحانيان كشور من ديگر نمىتوانند حرفى بزنند ، زيرا من به آنها خواهم فهماند كه در مقابل كمكى كه بر عليه تركها به من كردهايد چارهاى جز موافقت با شما نداشتهام « 3 » .
اروپائيان كه از ايجاد ارتباط با ايران منافع و هدفهاى سياسى ، دينى و اقتصادى خودشان را در نظر داشتند ، ضمن گسيل داشتن هيئتهاى گوناگون سياسى و مذهبى چنين وانمود
هامش
( 1 ) . ايران در زمان صفويه ، تاج بخش ، بى تا ، بى نا ، بى جا ، ص 102 .
( 2 ) . همان ، ص 103 .
( 3 ) . همان ، ص 109 .