گرفت . خود او نيز در سال 1322 م / 722 ه به عنوان مطران « 1 » سلطانيه « 2 » بر گزيده شد و اقامتش در ايران تا سال 1324 م ادامه يافت . او دربارهء تشكيلات مسيحى و نيز نواحى گوناگون مشرق زمين اطلاعاتى جامع گرد آورد . بر پايهء پيشنهاد او بود كه پاپ مقرّر داشت همهء اسقفهاى ايران از فرقهء دومىنيكن و اسقفهاى چين از فرقهء فرانسيسكن باشند . گيوم آده در مسيحيت بسيار متعصب بود . او با اسلام كه مانع گسترش مسيحيت شده بود به شدت دشمنى مىورزيد و به مسلمانان به چشم كينه و نفرت نگاه مىكرد . وى در پايان مأموريتش در ايران در كتابى كه پيشتر گفته شد ديدگاههاى خود را در بارهء پادشاهان مسيحى و تصرف سرزمينهاى اسلامى شرح داد . در همان دوران مسيحيانى بودند كه با ايران دوستى و داد و ستد داشتند و به مسلمانان اسلحه مىفروختند . آده آنان را سخت نكوهيد و « پسران تبهكار كليسا » خواند . طبق نقشهاى كه او طراحى كرد ، در گام نخست براى سركوب مسلمانان بايد از تجارت ژن ( جنوا / بندرى در ايتاليا ) و مسيحيان اسكندريه - پسران تبهكار كليسا - و كمك آنان به پادشاه مصر با سلاح و سرباز جلوگيرى مىشد . گام دوم تصرف قسطنطنيه بود ، چرا كه يوناييها همواره با جنگهاى صليبى مخالف بودند و امپراتوران بيزانس با سلاطين مصر روابط دوستانه داشتند . گام سوم اين بود كه بايد جلوى تاتاران دشت قبچاق كه از بيم ايلخانان مغول با مماليك مصر طرح دوستى ريخته بودند گرفته مىشد ؛ و گام چهارم تمركز ناوگانى مسيحى در اقيانوس هند يا خليج فارس بود كه از رفت و آمد كشتيهاى تجارى هند به مصر جلوگيرى كند . او از اروپائيان خواست كه براى صرفه جويى در كار ، چند كشتى به يارى پادشاه ايران
هامش
( 1 ) . مطران : بزرگ و مهتر ترسايان . . . ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 2 ) . اين شهر ( نزديك زنجان ) در سال 704 ه به وسيلهء اولجايتو ، هشتمين پادشاه ايلخانان - بنا گرديد و از سوى وى به پايتختى برگزيده شد . اولجايتو در كودكى به ميل مادرش غسل تعميد كرده و نيكلاس لقب يافته بود . در جوانى به خواست همسرش اسلام آورد ؛ اما اختلاف مذاهب اسلامى وى را دچار شك و ترديد كرد ، تا آنكه سرانجام به تشيّع گرويد ، اولجايتو با خاقان مغولستان و همچنين با پاپ و سلاطين فرنگستان روابط دوستانه داشت و آنها چون از تردد خاطر وى در مذاهب اسلام اطلاع يافته بودند وى را مخالف اسلام مىپنداشتند و به مخالفت با پيروان محمد ( ص ) ترغيب مىنمودند . ( دايرة المعارف فارسى ) .