را در حال جنگ احساس مىكردند ؛ چرا كه تهاجم صليبيها نه تنها در ايران ، بلكه در همه جاى جهان اسلام تا اندازهء زيادى داخلى و منطقهاى تلقى گرديد و دفاع از ساكنان سرزمينهايى كه مورد هجوم قرار گرفت ، بر عهدهء خودشان قرار داشت .
ولى كار به همين جا خاتمه نيافت و در پى حوادثى كه شكست مرحلهء نخست جنگهاى صليبى و پيشروى عثمانى در اروپا پيش آورد و نيز هدفهاى توسعهطلبانه و برترىجويانهاى كه اروپائيان در سر مىپروراندند ، سرانجام ايران را نيز در معرض تهاجم قرار داد و پاى پيروان مسيح نه از راه خشكى بلكه از راه دريا - يعنى خليج فارس و درياى عمان - به ميهن ما نيز كشيده شد . آمدن اروپائيان به خليج فارس ، تاريخ ايران را دستخوش تحوّلى بنيادين ساخت و جنبههاى گوناگون زندگى سياسى ، فرهنگى ، دينى ، اقتصادى و اجتماعى مردم ما را به شدت زير تأثير قرار داد . به دنبال آن سرزمين ايران به صورت كانون توجهات جهانى درآمد ؛ و پس از گذشت پنج سده ، روز به روز نيز بر اهميت آن افزوده مىشود . در مبحث حاضر به اسباب و علل اين دگرگونى عظيم و نيز چگونگى آمدن اروپائيان به ايران پرداخته مىشود ، اما پيش از آن لازم است تا اوضاع سياسى حاكم بر كشورمان ، در آن روزگار ، به طور گذرا و كوتاه مورد اشاره قرار گيرد .
در دورانى كه ايران مورد توجه اروپائيان قرار گرفت ، زمام امور كشور به دست پادشاهان صفوى بود كه توانسته بودند پس از قرنها پراكندگى ايران استقلال و عظمت گذشته را به آن بازگردانند « 1 » .
اما اعلام تشيّع به عنوان مذهب رسمى ايران به وسيلهء اين خاندان خشم همسايهء غربى ايران يعنى امپراتورى عثمانى را برانگيخته بود .
عثمانىها بيشترين دشمنى را با دولت صفوى داشتند و وجود آنان را به عنوان پيروان و مبلغان تشيّع تحمّل نمىكردند . صفويان نيز از عثمانىهاى سنّى مذهب تنفّر داشتند و اروپائيان مسيحى را بر آنها برترى مىدادند . ميان پادشاهان اين دو خاندان بارها جنگ درگرفت كه طى آنها عثمانيها در بيشتر موارد مهاجم و صفويها مدافع بودند ؛ و تنها پس از
هامش
( 1 ) . ايران در زمان صفويه ، ص 17 .