راضى كنيد .
براستى كه اين شاعر عواطف و احساسات توّابين را مشتعل كرده و براى ريشهكن ساختن نيروهاى ظلم و ضلالت به جانبازى و مبارزه وادار نموده است .
( 1 )
توّابين در عين الورده
گردانهاى سپاه توّابين بىوقفه بيابانها را درمىنورديد در حالى كه عبد اللّه بن عوف در پيشاپيش آنان حركت مىكرد و اين رجز را مىخواند :
خرجن يلمعن بنا ارسالا * عوابسا يحملننا أبطالا
نريد أن نلقي بها الاقيالا * النّاسطين الغدر الضّلّالا
و قد رفضنا الولد و الأموالا * و الخفرات البيض و الحجالا
نرضى به ذا النعم المفضالا « 1 » - آنان بيرون شدند و ما را به همراه خود مىبردند در حالى كه آنان قهرمانانى هستند .
مىخواهيم به مقابلهء ستمگران منحرف و حيلهگران گمراه بشتابيم .
و ما از زن و فرزند و اموال و پردهنشينان سفيدرو و خلوتگاهان گذشتهايم .
تا خداوند بخشندهء نعمت را از خود راضى كنيم .
اين رجز تجسم كنندهء حماسهاى بزرگ و آمادگى فوق العاده براى جنگيدن است كه بر توّابين سيطره افكنده و آنان به قصد پيكار براى نبرد با ستمگران و مكاران گمراه حركت كرده بودند و هدفشان از اين پيكار رضاى خداى تعالى بود و بس .
( 2 ) گردانها و افراد سپاه به عين الورده رسيدند و در آنجا اقامت كردند در حالى كه سپاهيان اهل شام به سركردگى جنايتكار عبيد اللّه بن زياد براى پيكار با آنان حركت كرده بود و بطور وحشتناكى با آنان درآويختند و ميان دو سپاه
هامش
( 1 ) مروج الذهب : 3 / 38 ، طبرى : 2 / 1 / 548 .