تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
( 1 ) - از پايين ثنيّة العقاب به جانب ابن زياد در دسته‌هاى رزمنده روان شدند . برفتند و بعضى از آنها جوياى تقوا بودند و بعضى ديگر روز قبل از آن توبه كرده بودند . در عين الورده با سپاه دشمن برخوردند و با شمشير از آنها استقبال كردند . پس از آن از شام سپاهى بمانند موج دريا از هر طرف به سوى آنها آمد . آنان همچنان مقاومت كردند تا جمع آنها به نابودى كشيده شد و جز دسته‌هاى پراكنده نجات نيافت . آنها كه صبر كردند به خاك افتادند و چنان شدند كه باد صبا و اسبها بر آنها مىگذرد . و سالارشان آن مرد خزاعى از پا درآمد ، گويى هرگز جنگى نكرده و يك بار هم سابقه پيكار نداشت . و رئيس قبيلهء شمخ كه رهبر گردانها بود با آن مرد قبيله تيم كه رهبر پيش پيش‌قراولان بود . و عمرو بن عمرو ، و ابن بشر و خالد و بكر و زيد و حليس پسر غالب . ضربتهاى شكافندهء سر و زخمهاى كارى زدند به وسيله نيزه‌هايشان . اى بهترين سپاه عراق و مردم آنجا سيراب باشيد و به هدفهايتان برسيد . پراكنده نشويد شما اى سواران و پشتيبانان ما زيرا بهشتيان زيبارو جلوه‌گرند . زيرا اگر كشته شديد كشته شدن در راه هدف بهترين مرگ است و هر جوانمردى روزى طعمهء حوادث مىشود . آنها كشته نشدند مگر آن كه دسته‌هاى دلاوران دشمن را از پا درآوردند . اعشى همدانى در اين تابلو شعرى خود استادانه صورت زيبايى از توّابين را ترسيم كرده و مىگويد : آنها دو دسته‌اند : يك دسته در پى كسب تقوايند در مبارزه و جهادى كه دارند و دستهء ديگر مىخواهند گناهانشان آمرزيده شود و به