( 1 ) - از پايين ثنيّة العقاب به جانب ابن زياد در دستههاى رزمنده روان شدند .
برفتند و بعضى از آنها جوياى تقوا بودند و بعضى ديگر روز قبل از آن توبه كرده بودند .
در عين الورده با سپاه دشمن برخوردند و با شمشير از آنها استقبال كردند .
پس از آن از شام سپاهى بمانند موج دريا از هر طرف به سوى آنها آمد .
آنان همچنان مقاومت كردند تا جمع آنها به نابودى كشيده شد و جز دستههاى پراكنده نجات نيافت .
آنها كه صبر كردند به خاك افتادند و چنان شدند كه باد صبا و اسبها بر آنها مىگذرد .
و سالارشان آن مرد خزاعى از پا درآمد ، گويى هرگز جنگى نكرده و يك بار هم سابقه پيكار نداشت .
و رئيس قبيلهء شمخ كه رهبر گردانها بود با آن مرد قبيله تيم كه رهبر پيش پيشقراولان بود .
و عمرو بن عمرو ، و ابن بشر و خالد و بكر و زيد و حليس پسر غالب .
ضربتهاى شكافندهء سر و زخمهاى كارى زدند به وسيله نيزههايشان .
اى بهترين سپاه عراق و مردم آنجا سيراب باشيد و به هدفهايتان برسيد .
پراكنده نشويد شما اى سواران و پشتيبانان ما زيرا بهشتيان زيبارو جلوهگرند .
زيرا اگر كشته شديد كشته شدن در راه هدف بهترين مرگ است و هر جوانمردى روزى طعمهء حوادث مىشود .
آنها كشته نشدند مگر آن كه دستههاى دلاوران دشمن را از پا درآوردند .
اعشى همدانى در اين تابلو شعرى خود استادانه صورت زيبايى از توّابين را ترسيم كرده و مىگويد : آنها دو دستهاند : يك دسته در پى كسب تقوايند در مبارزه و جهادى كه دارند و دستهء ديگر مىخواهند گناهانشان آمرزيده شود و به
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 672
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٦٧٢