تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
ندامت و پشيمانى خويش را از تنها گذاشتن نواده و ريحانهء پيامبر ( ص ) به پيشگاه خداوند اظهار مىكردند ، سپس از كنار آن قبر شريف بازگشتند در حالى كه براى خونخواهى آن حضرت سوگند ياد مىكردند ، و عبد اللّه بن عوف احمر با شعر انقلابى خود در دلهاى سپاهيان آتش حماسه را برمىافروخت و با اين اشعار گروههاى سپاه را مخاطب قرار مىداد :
صحوت و ودعت الصبا و الغوانيا * و قلت لأصحابي : أجيبوا المناديا و قولوا له - إذ قام يدعو إلى الهدى * و قبل الدعا - : لبيك لبيك داعيا
- به خود آمدم و عشق و معشوقه‌ها را وداع گفتم و به ياران خويش گفتم منادى را اجابت كنيد . و آنگاه كه شما را به هدايت دعوت مىكند ، پيش از دعوتش ، به او لبّيك لبّيك بگوييد . ( 1 ) سپس شاعر به بند حساسى مىرسد كه ارادهء نفوس را بر مىانگيزاند و آن داستان به شهادت رسيدن امام بزرگوار عليه السّلام است كه مىگويد :
فاضحى حسين للرماح دريئة * و غودر مسلوبا لدى الطف ثاويا فيا ليتني إذا ذاك كنت شهدته * فضاربت عنه الشانئين الأعاديا سقى اللّه قبرا ضمن المجد و التقى * بغربية الطف الغمام الغواديا
- امام حسين هدف نيزه‌ها شد و در نزديكى طفّ پيكر مقدسش برهنه ماند . اى كاش من آن روز حضور داشتم ، دشمنان تبهكار را از او دور مىكردم . ابرها بر آن قبرى كه در مغرب طفّ است و بزرگوارى و پرهيزگارى را در بردارد ، ببارد آنگاه شاعر روى سخن را به سمت امّت مىكند و مىگويد :
فيا أمة تاهت و ضلت سفاهة * انيبوا فأرضوا الواحد المتعاليا « 1 »
اى امتى كه از غفلت گمراه شديد ، توبه كنيد و خداى يكتاى متعال را
هامش
( 1 ) مروج الذهب : 3 / 38 .
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 669 | الشيخ باقر شريف القرشي / محمدرضا عطائى