تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1386

مساهمون:

ص١٣٨٦
آقابزرگ « 1 » اشارتى كوتاه به وى و آثارش دارد . براى وى ، دو اجازه ، يكى توسط محمد امين بن محمد على كاظمى در صفر سال 1091 و ديگرى توسط صفى الدين بن فخر الدين طريحى در 25 ذى حجة 1090 نوشته شده است . « 2 » اجازهء دوم در نجف نوشته شده و نشان مىدهد كه وى تحصيل كرده نجف بوده است و نه اصفهان . آقابزرگ با اشاره به آنچه در تذكرة الملوك و تتميم امل الامل آمده ، به حواشى وى بر الشافى سيد مرتضى اشاره كرده « 3 » و مىگويد : شرح حال وى را ، جز در تتميم قزوينى نيافته است . وى تنها حدس مىزند كه محمد حسين ، همان شخصى باشد كه كاظمى به وى اجازه داده است . كتابى نيز با عنوان منافع سور القرآن از محمد حسين تبريزى ياد شده كه نسخهء آن در اختيار استاد اصغر مهدوى بوده و تاريخ تأليف آن 1133 مىباشد . « 4 » اينها مجموعه مطالبى بود كه ما در خلال كتاب‌هاى قابل دسترسى ، دربارهء آخرين ملاباشى شاه سلطان حسين صفوى به دست آورديم ؛ آشكار است كه بر اساس اين مطالب محدود ، نمىتوان قضاوت روشنى دربارهء محمد حسين تبريزى ملاباشى و اقدامات او داشت . مهم‌ترين انتقاداتى كه نسبت به او شده است ، يكى همدستى با رحيم خان حكيم باشى در تحريك شاه جهت كور كردن فتحعلى خان داغستانى است و ديگرى جلوگيرى از كنار رفتن شاه در بحبوحهء محاصرهء اصفهان توسط افاغنه و روى كار آمدن فرزند وى . ظاهرا فرض عده‌اى از مورخان بر اين است كه اگر فتحعلى داغستانى سر كار مانده بود يا فرزند شاه - كه در حرم‌سرا بزرگ شده بود - سر كار مىآمد ، تمام مشكلات حل مىگرديد ! دربارهء فتحعلى داغستانى گفته شده است كه وى در باطن سنى بوده و شايد هم بدان متهم شده و به هر روى محتمل است كه حساسيت ملاباشى روى وى ، از اين زاويه بوده است . طبيعى است كه همهء اينها احتمال است . افزون بر آن انتقادها ، گفتيم كه عبد النبى قزوينى نيز وى را به دنياگرايى متهم كرده است . گذشت كه ملا محمد حسين در جريان اعلام سلطنت نادر نيز با وى مخالفت كرده و به احتمال كشته شده است . جلوگيرى او از كنار رفتن شاه در آن لحظات ، قابل توجيه است . مخالفت وى با جانشينى طهماسب به جاى شاه سلطان حسين در جريان محاصرهء اصفهان ، مىتوانست از آن روى باشد كه موقعيت شاهزادهء جوانى كه در حرم‌سرا بزرگ شده ، چندان بهتر از موقعيت خود شاه نبوده است . در حال حاضر ، چيزى بيش از اين نمىتوان گفت و
هامش
( 1 ) . نك : آقابزرگ ، الكواكب المنتثره ، صص 190 - 191 ( 2 ) . نك : ذريعه ج 1 ، ش 1041 ؛ الكواكب ص 385 . ( 3 ) . آقابزرگ ، ذريعه ، ج 6 ، ص 104 ( 4 ) . همان ، ج 22 ، ص 311