تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1384

مساهمون:

ص١٣٨٤
يكسره تسليم آنان باشد . « 1 » به علاوه ، نقش مشاورتى خواجگان حرم و زنان دربارى ، گاه چندين برابر نقشى بود كه اعتماد الدولة يا شيخ الاسلام و صدر در امور سياسى مىتوانستند داشته باشند . در جريان رخدادهاى سالهاى پسين دولت صفوى ، تنها از يكى از علماى وقت كه آخرين شيخ الاسلام اين دولت بوده ، ياد شده است ؛ وى محمد حسين تبريزى است كه سمت ملاباشى ، بالاترين سمت مذهبى عصر شاه سلطان حسين « 2 » را بر عهده داشته است . به نوشته ميرزا سميعا ، سمت ملاباشى در اواخر زمان شاه سلطان حسين در اختيار مير محمد باقر [ خاتون‌آبادى ] و پس از فوت او به ملا محمد حسين تبريزى واگذار شد . خاتون‌آبادى در ذيل حوادث سال 1126 آورده است كه شيخ الاسلامى اصفهان به فضيلت پناه مولانا محمد حسين پسر ملا شاه محمد تبريزى تفويض شد . « 3 » وى ذيل حوادث سال 1127 ، بار ديگر اشاره به درگذشت مير محمد باقر و شيخ الاسلامى محمد حسين تبريزى كرده است . « 4 » لكهارت و مينورسكى ، اين محمد باقر را محمد باقر مجلسى دانسته و محمد حسين تبريزى را نيز با نوهء دخترى مرحوم علامه مجلسى ، يعنى امير محمد حسين بن محمد صالح خاتون‌آبادى ، يكى دانسته است . « 5 » اين اشتباه آشكارى است . « 6 » در واقع مير محمد صالح بن عبد الواسع خاتون‌آبادى ( م 1116 ) داماد مرحوم علامه مجلسى بوده و دو فرزند وى ، يكى مير محمد باقر شيخ الاسلام و ديگرى مير محمد حسين خاتون‌آبادى هستند كه هر دو منصب شيخ الاسلامى و امامت جمعه را در اصفهان داشته‌اند ؛ اما چنان كه گفته شد ، ملاباشى معروف اواخر عهد شاه سلطان حسين ، ملا محمد حسين تبريزى است . در منابع شرح حال عالمان اين عهد ، اطلاعات اندكى درباره وى وجود دارد . شيخ عبد النبى قزوينى « 7 » از وى ياد كرده و ضمن ستايش از علم وى و اين كه سه بار شافى سيد مرتضى را تدريس كرده و هر بار بر آن حواشى نوشته است ، مىگويد : با اين حال ، او اهل دنيا بوده و چونان دانشورانى نبود كه به انگيزهء آخرت تحصيل علم مىكنند ؛ حتى از كسانى كه عاقبت به خير شدند نيز نبود . گفتنى است كه نام وى در ميان شاگردان علامهء
هامش
( 1 ) . براى بىتوجهى شاه به عنوان نمونه نك : خاتون‌آبادى ، همان ، ص 565 ( 2 ) . نك : ميرزا سميعا ، تذكرة الملوك ص 1 - 2 ( 3 ) . خاتون‌آبادى ، همان ، ص 567 ( 4 ) . همان ، ص 569 ( 5 ) . لكهارت ، انقراض سلسلهء صفويه ، صص 83 - 84 ( 6 ) . دربارهء آن نك : مهدوى ، زندگىنامه علامه مجلسى ، ج 1 ، صص 142 - 144 . ( 7 ) . قزوينى ، تتميم ، صص 119 - 120