تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1383

مساهمون:

ص١٣٨٣

40 علماى اصفهان در فتنهء افغان

حضور و نفوذ علما در دولت صفوى ، امرى بديهى و شناخته شده است ؛ هر چند اين نفوذ در دوره‌هاى مختلف ، متفاوت ، و بسته به اعتقاد شاه در اين باره و تمايل خود آن عالم در تن دادن به همكارى با دولت بوده است . « 1 » در روزگار شاه سلطان حسين ، اين همكارى شدت بيشترى داشت و در اصل ، ادامهء روابط موجود ميان علما و پدر وى شاه سليمان بود ؛ البته شاه سلطان حسين ، تمايلات مذهبى شديدترى نسبت به پدرش داشت تا جايى كه مىخواست چونان طلبه‌اى كه در حجره زندگى مىكند ، شناخته شود ؛ به همين دليل بود كه ، به دنبال بناى مدرسهء چهار باغ ، حجره‌اى نيز براى خود اختصاص داد . « 2 » ابو الحسن قزوينى كه ميانه‌اى با شاه سلطان حسين ندارد ، نوشته است : . . . و مدت بيست سال ميل خاطر آن حضرت [ شاه ] به طرف علما و فضلا و عياشى [ ! ] گذشت . « 3 » نفوذ مرحوم علامهء مجلسى ( م 1110 ) در پنج سال نخست سلطنت اين شاه ، طبعا به دليل اعتقاد شاه به او ، بسيار گسترده بوده و بعد از وى نيز شيخ‌الاسلام‌هاى اصفهان ، به پشتوانه و حمايت شاه ، صاحب نفوذ بودند . برخى از مطالبى كه خاتون‌آبادى در بيان رخدادهاى سالهاى حكومت شاه سلطان حسين آورده ، مؤيد اين معناست . « 4 » بايد دانست كه اين نفوذ از دو جهت بود ؛ از يك‌سو در ادارهء امور شرعيه ، قضاء و امر موقوفات ؛ و از سوى ديگر ، به جهت موقعيتى كه علما در پى رفاقت و ايجاد خصوصيت با شخص شاه در رايزنى و مشاورت در ادارهء امور داشتند . البته شكل قانونى آن ، تنها در حيطهء ادارهء امور شرعى بود ؛ در قسمت دوم ، بناى شاه بر آن نبود كه
هامش
( 1 ) . برخى از آن‌ها هيچ تمايلى قلبى براى ملحق شدن به حكومت و حتى احترام براى حاكم و يا ديدار با او را نداشتند . نك : قزوينى ، تتميم امل الامل ، صص 66 ، 118 ، 127 ، 128 ، 151 ( 2 ) . نك : هنرفر ، گنجينه آثار تاريخى اصفهان ، صص 719 - 720 ( 3 ) . قزوينى ، فوائد الصفوية ، ص 78 ( 4 ) . به عنوان نمونه نك : خاتون‌آبادى ، وقائع الاعوام و السنين ص 566