« علماى امّت من همانند انبياى بنى اسرائيلاند » ؛ « 1 » از جمله كارهاى انبيا ، يكى آن است كه خدا در بيانش فرمود : « چه بسا پيامبرانى كه خدا دوستان بسيار ، همراه آنان به جنگ رفتند و در راه خدا ، هر چه به آنها رسيد ، سستى نكردند و ناتوان نشدند و سر فرودنياوردند و خدا شكيبايان را دوست دارد » تا آنجا كه فرمود : « خدا پاداش اين جهانى و پاداش نيك آن جهانى به ايشان ارزانى داشت » . « 2 »
مردم را با حكمت و پندهاى نيكو به راه خدا دعوت كنيد ، بشارت و انذار ، و زبانتان را در پنهان و آشكار يكسان سازيد و آنچه را نوح عليه السلام گفت بگوييد كه « از پروردگارتان آمرزش بخواهيد به درستى كه او آمرزنده است » . « 3 »
پس اى عالمان ! اگر به ريسمان الهى چنگ زنيد و در سخن خويش و پيمانهايتان به اختلاف با يكديگر برنخيزيد ، يقين كنيد كه احدى از مردم ، اميران ، كارگزاران بلاد ، بدليل ترس از عذاب الهى ، و نابودى و درماندگى ، از شما جدا نخواهد شد .
به خدا پناه مىبريم از اين كه مصداق اين حديث باشيم - اگر درست باشد - كه در الخرائج آمده است كه : مردى در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرياد زد : چه كسى است تا مرا به سوى كسى هدايت كند تا من از او دانش فراگيرم ؛ و رفت ! يك نفر به او گفت :
اى مرد ! آيا اين سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله را شنيدهاى كه فرمود : من شهر علمم و على در آنست ! آن مرد گفت : آرى . اين شخص جواب داد : پس به كجا مىروى ! اين علىّ بن ابى طالب است . آن شخص نزد امام آمد و در برابرش نشست . امام از او پرسيد : از كدامين شهر هستى ؟ گفت : از اصفهان . امام گفت : بنويس ! آنگاه چنين املاء فرمود : مردم اصفهان فاقد پنج خصلتند : سخاوت ، شجاعت ، امانت ، غيرت و دوستى اهل بيت ! آن مرد گفت : بيفزا ؛ امام به زبان اصفهانى فرمود : اروت اين وس ؛ يعنى : امروز براى تو بس است . « 4 »
كجاست سخاوت و هميارى ميان ما ؛ در حالى كه فقيران و درماندگان از گرسنگى مردند و مىميرند ؛ و در حالى كه امام ما فرمود : « و من سير بخوابم و پيرامونم شكمهايى باشد از گرسنگى به پشت دوخته و جگرهايى سوخته . يا چنان باشم كه گوينده سرود :
درد تو اين بس كه شب سير بخوابى و گرداگردت جگرهايى بود در آرزوى پوست
هامش
( 1 ) . سيوطى ، جلال الدين ، الدرر المنتشره فى الاحاديث المشتهره ، ص 113 ( مصر ، حلبى ) .
( 2 ) . آل عمران : 146
( 3 ) . نوح : 10
( 4 ) . راوندى ، الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 546 ، بحار ، ج 41 ، ص 301 ، روضاتى ، سيد محمد على ، شرح روضات الجنّات ج 1 ، صص 50 - 51