تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1351

مساهمون:

ص١٣٥١
بزغاله » . « 1 » كجاست شجاعت و امانت و غيرت ! در حالى كه از سرتاسر بلاد ، زنان به اسيرى رفته‌اند ؛ ناموس از ميان رفته و مردمان با نشستگان نشسته و قيام نكرده‌اند . اگر اين ايمان و تشيع است ؛ بايد همان را گفت كه خداوند فرمود كه : « بگو : اگر بدانچه مىگوييد باور داريد باورتان شما را به بدكارى وامىدارد » . « 2 » از جمله توصيه‌هاى امير مؤمنان عليه السلام به مالك اشتر اين است كه « و بخشى از وقت خود را خاص كسانى كن كه به تو نياز دارند ، خود را براى كار آنان فارغ دار و در مجلس عمومى بنشين و در آن مجلس برابر خدايى كه تو را آفريده است ، فروتن باش و سپاهيان و يارانت را كه نگهبانانند يا تو را پاسبان ، از آن بازدار تا سخنگوى آن مردم ، با تو گفتگو كند بىدرماندگى در گفتار ؛ كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله بارها شنيدم كه مىفرمود : هرگز امتى را پاك نخوانند كه در آن امت ، بىآنكه در گفتار درمانند ، حق ناتوان را از توانا نستانند » . « 3 » هر عاقلى بايد بداند كه اين قوم آن چنان است كه امير مؤمنان عليه السلام گفته و جز مصداق اين آيت نيستند كه « چون از نزد تو بازگردد ، در زمين فساد كند و كشتزارها و دام‌ها را نابود سازد و خدا فساد را دوست ندارد . و چون به او گوييد كه از خداى بترس ، در گناهكارى دستخوش خودخواهى شود ، جهنم آن آرامگاه بد ، او را بس باشد » . « 4 » هر كسى نيز به كار آنان رضايت دهد ؛ در گناهش با آنان شريك خواهد بود ، آن چنان كه امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد : « مردم ! خشنودى و خشم ، همگان را در - پيامد يك امر - شريك سازد . چنان كه ماده‌شتر صالح را يك‌تن پى نمود و خدا همهء آنان را عذاب فرمود ؛ چرا كه همگى آن كار را پسنديدند و خداى سبحان فرمود : « ماده‌شتر را پى كردند و سرانجام پشيمان شدند » . « 5 » از سخن امام چنين برمىآيد كه ، كسى كه رضايت بدين شاه « 6 » دهد ، به تخريب سرزمين‌هاى مسلمانان و خونريزى و اسارت فرزندان و زنان رضايت داده است . آيا ما از جمله حكماى الهى ، طبيبان روحانى و عالمان ربّانى نيستيم و كسانى كه خداوند در
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامه 45 ( 2 ) . بقره : 93 ( 3 ) . نهج البلاغه ، نامهء 53 ( 4 ) . بقره : 205 ( 5 ) . شعراء : 157 ( 6 ) . قاعدتا مقصود محمود افغان است .