تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1349

مساهمون:

ص١٣٤٩
زمان گريزگاهى نباشد » . « 1 » اكنون حتى مصالحه و مسالمت ميان دو فرقه ، براى حفظ جان مسلمانان و خلاصى از قحطى و خشكسالى ، ننگ نيست ؛ همچنان كه امام مجتبى عليه السلام با معاويه صلح كرد . روايت شده است كه پس از پايان مصالحه ، امام بر منبر نشست و پس از سپاس خداى ، فرمود : « اى مردم ! خداوند نخستين شما را بوسيلهء خاندان ما هدايت كرد و خون شما را با آخرين فرد خاندان ما حفظ نمود . شما تعهدى در قبال بيعت من داشتيد تا با هركس جنگ كردم بجنگيد و با هركس به مسالمت رفتار كردم ، چنين كنيد . من با معاويه مصالحه و بيعت كردم شما نيز بيعت كنيد « و نمىدانم شايد اين آزمايش براى شما و بهره‌مندى تا به هنگام مرگ باشد » « 2 » و با دست اشاره به معاويه فرمود . روايت شده است كه سليمان بن صرد خزاعى ، بزرگ اهل عراق ، بر امام وارد شد و به آن حضرت با عنوان « اى كسى كه مؤمنان را ذليل كردى » سلام كرد و مطالبى گفت ! امام در پاسخش فرمود : اگر من دربارهء دنيادارى مصمم بودم و براى آن كار و تلاش مىكردم ، در اين راه از من قوىتر و جسورتر نبود ؛ « 3 » در آن صورت عقيدهء من نيز جز آن بود كه ديديد . اما به خدا سوگند ، من خداى را و شما را گواه مىگيرم كه در اين كار هدفى جز حفظ خون شما و اصلاح ميانتان نداشتم . از خدا بترسيد و به قضاى الهى راضى باشيد و كار را به او واگذاريد و در خانه‌هاتان بمانيد و دست نگه داريد تا پاكان آرامش يابند و از دست شروران در امان باشند . پدرم براى من روايت كرد كه معاويه اين امر را از من خواهد گرفت ، حتى اگر ما با كوهها و درختان به جنگ او برويم ؛ ترديدى ندارم كه او غلبه خواهد يافت ، چرا كه فرمان خداوند تغييرى نكرده و كسى را ياراى نفى فضل او نيست ؛ اما اينكه مرا مذل المؤمنين خواندى ، براى من [ در چنين شرايطى ] سالم ماندن و ذليل شدن بهتر از عزيز بودن و كشته شدن است ؛ اگر خداوند در سلامتى ، حق ما را به ما بازگرداند ، از خداوند در كارش استمداد مىجوييم و اگر از دست ما گرفت ، تا وقتى كه معاويه زنده است ، هر كدام پلاس خانه خود شويد . اگر او مرد و ما و شما زنده بوديم ، از خداوند بر پيروزىمان كمك خواهيم جست و اين كه ما را به خود وانگذارد كه « خداوند با پرهيزكاران و كسانى است كه كارهاى نيكو انجام مىدهند » . « 4 » اى علمايى كه رسول اللّه مرتبت آنان را در حد مرتبت رسولان بنى اسرائيل دانسته ، كه :
هامش
( 1 ) . سورهء ص : 3 ( 2 ) . انبياء : 111 ( 3 ) . بنگريد ، مجلسى ، بحار الانوار ، ج 44 ، ص 30 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، صص 48 - 49 ( 4 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 163 - 164 ؛ نحل : 128