پى آبادانى مملكتاند يا كسانى كه در صدد تخريب ، فرقى نمىنهد . او همان ستمگر ترسوى ، رشوهگيرنده و ضايعكنندهء سنت است . در اين صورت است كه امت هلاك مىگردد .
اگر شاه فردى مصمم و صاحب اراده نباشد ؛ از آن كسانى كه در سخن و تعهدات خود استوارند ؛ و بدين صفات در سرزمينش شهرت نيابد ، عدهاى بىسروپا در حكومت او طمع خواهند ورزيد . در اين صورت ، آيا آنها كه موقعيت برتر دارند ، همچون روميان [ عثمانىها ] و هنديان « 1 » و جز آنها ، طمع در ملك او نخواهند كرد ؟ تازه اگر اين رخداد [ شايد مقصود حملهء افاغنه ] به سلامت و نصرت و پيروزى يابد ، امر كوچكى انجام يافته است ، در حالى كه هنوز وقايع بزرگتر و مصيبتهاى پردامنهتر باقى مانده ؛ چرا كه پس از اين رخداد مصيبتبار ، هيچ ترسويى از او نترسيده و هيچ اميدوارى نسبت به او اميدى نخواهد داشت . ملاك پيروزى بر دشمن همين ترس و اميدى است كه در وقت جنگ و اضطراب وجود دارد .
شماها تا چه زمانى سستى مىكنيد ؟ تا كى در امر دين خدا تسامح مىورزيد و گروهىتان از مردم هراس داريد به همان اندازه كه از خدا و يا حتى بيشتر . « 2 » آن را كه امامتان امير مؤمنان عليه السلام فرموده با صداى بلند اعلام كنيد و « سستى مكنيد و اندوهگين مباشيد ؛ زيرا اگر ايمان آورده باشيد ، برترى خواهيد جست » ، « 3 » و « بترسيد از فتنهاى كه تنها ستمكارانتان را در برنخواهدگرفت و بدانيد كه خدا به سختى عقوبت مىكند » ؛ « 4 » شما عاجزانه از پرتو پرفروغ چراغ هدايتش بهرهور شويد ، خدا شما را از مردم حفظ خواهد كرد .
در حديث آمده است كه « براى هر امر مشكلى قرعه وجود دارد » ؛ « 5 » شما نيز پس از قرعه بر يك شاه از اين سلسلهء بزرگوار صفوى آرائتان را يكپارچه كنيد و بر اساس آنچه امير مؤمنان عليه السلام مالك اشتر را بدان دستور داده و از او تعهد گرفته ، دربارهء مسائلى چون : « گردآورى خراج ، پيكار با دشمنان ، سامان دادن كار مردم و آباد كردن شهرها ، از شاه ميثاق بگيريد ؛ آن امام ، قانون حكومت و امارت و ادارهء شهر و كيفيت برخورد با رعيت و اين كه آنها را صنفهاست كه كار برخى جز با برخى ديگر سامان نمىيابد ، كه از جمله
هامش
( 1 ) . اشاره به طمع دولت مغولى هند براى تصرف قندهار .
( 2 ) . اقتباس از آيه 77 سورهء نساء .
( 3 ) . آل عمران : 139
( 4 ) . انفال : 45
( 5 ) . نك : عاملى ، شيخ حر ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، صص 187 - 192