تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1353

مساهمون:

ص١٣٥٣
بيراهه را پيش گيرد ، در بيابان بىنشان افتد » . « 1 » و نيز فرمود : « مردم ! بيم نكنيد در راه راست ، كه شمار روندگان آن چنين اندك چراست كه مردم بر سر خوانى فراهم آمده‌اند كه سيرى آن كوتاه است و زمان گرسنگىاش دراز » . « 2 » پس اى برادران مؤمن من و اى علماى طريق امير مؤمنان ! اگر بر اين باوريد كه امروز در شمار ناتوانان هستيد ، بترسيد از روزى كه [ ناتوان ، مستضعفان ] به « آنان كه گردنكشى مىكردند ، گويند : ما پيرو شما بوديم . آيا اكنون مىتوانيد ما را به كار آييد و اندكى از عذاب خدا را از ما دفع كنيد » . « 3 » پس شما پيرو گردنكشان نباشيد و بر حق پايدار باشيد كه خداوند فرمود : « البته شما را به اندكى ترس و گرسنگى و بينوايى و بيمارى و نقصان در محصول مىآزماييم و شكيبايان را بشارت ده » . « 4 » آن زمان كه ما به دستورات خدا عمل كرديم و بر پايهء آن كتاب و فتوايى نگاشتيم و تمامىمان آن را مهر كرديم ، اختلافى در سخنمان نداشتيم ، ان شاء اللّه ، هيچ‌يك از تودهء مردم ، نسبت به آنچه خداوند و امير مؤمنان عليه السلام دربارهء مصلحت حكومت ، ملت ، دين و دولت فرمود ، با ما از در مخالفت در نخواهد آمد . اگر كسى بگويد كه مردم ، شما را نخواهند پذيرفت [ همان را مىگوييم كه ] خدا فرمود : « و آنگاه كه گروهى از ايشان گفتند : چرا قومى را پند مىدهيد كه خدا هلاكشان خواهد كرد و به عذابى دردناك مبتلا خواهد ساخت ؟ گفتند : تا ما را نزد پروردگارتان عذرى باشد . و باشد كه پرهيزگار شوند » . « 5 » در كافى نيز آمده است كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « عالمى كه به جز علمش عمل كند ، همانند جاهل سرگشته‌اى است كه از جهل خويش رهايى نيابد ؛ بلكه بر اين باورم كه حجّت بر او سخت‌تر ، و حسرت بر چنين عالمى كه از علم خويش جدا گشته ، بيش از آن جاهل سرگشته در جهلش مىباشد و هر دوى آنان حيران و بىخاصيت‌اند . ترديد نكنيد كه گرفتار شك خواهيد شد و شك نكنيد كه كافر خواهيد شد ، نفستان را رخصت ندهيد كه به سستى خواهد گراييد و دربارهء حق سستى نكنيد كه خسارت خواهيد ديد » . « 6 » بر شما باد كه از سستى دربارهء حق پرهيز كنيد ؛ بر شما باد كه از سستى دربارهء حق پرهيز كنيد ؛ بر شما باد كه از سستى دربارهء حق پرهيز كنيد : « و بترسيد از فتنه‌اى كه تنها
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 201 ( 2 ) . همان . ( 3 ) . ابراهيم : 21 ( 4 ) . بقره : 155 ( 5 ) . اعراف : 164 ( 6 ) . كلينى ، كافى ، ج 1 ، ص 45