تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1319

مساهمون:

ص١٣١٩
زنانشان به كنيزى رفته‌اند . چنين وضع خرابى جز با آيات الهى و كلام معصومين عليهم السلام قابل اصلاح نيست . بايد با استمداد از آن‌ها ، اين وضع مختل را چاره‌جويى كرده و دلايل اعتلال و بيمارى آن را به دست آورد . رساله از يك‌جهت مشتمل بر بيان آيات شريفهء قرآنى و احاديث امير المؤمنين عليه السلام ، و از جهت ديگر ، مشتمل بر نكاتى مربوط به موضع سياسى مؤلف در آن شرايط و راه حل‌هايى است كه به نظر وى رسيده است . در قسمت نخست ، وى با گزينش بسيار جالبى از آيات و روايات ، تحليلى از علل خرابى موجود ارائه داده است كه از نظر اجتماعى و دينى حائز اهميت است . در آغاز فصلى را با عنوان الاسباب و العلامات آورده ، و طى آن ، دلايل اختلال وضع امت را در پرتو آيات ، گفتارهاى امام على عليه السلام و ديگر ائمه معصومين عليه السلام شرح داده است . در ميان اين كلمات ، « شكستن پيمان با خدا و رسول » سبب « تسلط دشمن » دانسته شده و « امر به معروف و نهى از منكر نكردن » عاملى ديگر براى همين وضع شناسانده شده است . در ضمن حديثى ديگر ، خداوند متعال به شعيب عليه السلام خبر داد كه علاوه بر « اشرار » ، « اخيار » را نيز به دليل « مداهنه با اهل معاصى » عذاب مىكند و آن نيز سبب ديگرى براى اختلاف موجود در آن جامعه دانسته شده است . وى خطاب به علما مىگويد : از آنجايى كه ما امر به معروف و نهى از منكر ننموده ، پيروى از اخبار اهل بيت عليهم السلام نكرده و در برابر ، از هواهاى نفسانى خود پيروى كرديم و حتى اكثر مردمان آيات الهى را به تمسخر گرفته و خواص‌مان كتاب خدا را به كنارى نهادند ، به اين وضع مبتلا شديم . وى بر نكتهء مهم ديگرى نيز پافشارى مىكند و آن اينكه « ما به قومى ( حاكمان ) نزديك شديم كه پيش از اين اهل رفاه بودند . ما به كمك آنان از دنيا بهره برديم و در دستهء مسرفين قرار گرفتيم » . براساس آن روايت حضرت صادق عليه السلام كه ، اگر عالمى را دوستدار دنيا ديديد ، او را دربارهء دينش متهم كنيد ، طبعا ما نيز به نحوى متهم هستيم . وى به روايات ديگرى دربارهء دنياخواهى برخى از عالمان و نتايج منفى آن اشاره كرده حديث الفقهاء أمناء الرسل ما لم يدخلوا فى الدنيا را نقل كرده و اين پديده را يكى از اسباب اختلال و بيمارى دانسته است . در نظر وى ، امروزه ، كار سلطان و امراء و رعيت ، چونان اين آيه قرآنى است كه « خداوند قريه‌اى مثل مىزند كه آرامش داشته و رزق آن مىرسيد ؛ اما آنان به خدا كفر ورزيده و خداوند آنان را گرفتار گرسنگى و وحشت كرد » . فصل بعدى بحث وى ، عنوان المعلاجات دارد . وى بار ديگر از خرابى زمانهء خويش