تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1317

مساهمون:

ص١٣١٧
مؤخرات كتاب‌ها ، در اين باب دارد كه آن‌ها نيز تاكنون مورد يك بررسى علمى دقيق قرار نگرفته است . اين مطلب در ارتباط با پژوهش اصيل در قالب تحليل‌هاى عالمانه از واقعيات خارجى و عينى و موردى بر اساس قوانين تغيير و تحول است ؛ اما دربارهء كليات ، كتاب‌هاى فراوانى در زمينه سياست مدن نگاشته شده است كه خصلت آن‌ها ، كلىگويى و پرداختن به صفات و خصال شاه و حكومت و رعايت عدالت و يا تدبير ملك و لشكر و انتخاب وزير و از اين قبيل امور است . البته ، در ميان همين آثار نيز كه شايد شاخص آن‌ها سياست‌نامه خواجه نظام الملك است ، مسائل عينى به صورت تجربه‌هاى تاريخى مطرح شده ؛ اما طرح آن‌ها به لحاظ پژوهش علمى در يك سطح نبوده و اغلب و در نهايت ، به ارائه چند نمونه شاهد جزئى اكتفا شده است . اين آثار ، بيشتر ، از زاويهء فلسفى و علم سياست ارزش داشته و در حد بيان يك كمال مطلوب سياسى - مذهبى رهنمودها و ديدگاه‌هاى بالنسبه ارزشمندى را عرضه مىكند . رسالهء حاضر ، به لحاظ پرداختن به بررسى يك تحوّل تاريخى ، يك مورد نادر به شمار مىآيد . اين رساله ، با وجود حجم اندك ، دقيقا خصلت يك رسالهء سياسى را دارد كه انگيزهء نگارش آن ارزيابى يك وضعيت مشخص اجتماعى - سياسى است . نويسنده كاملا بر اين نكته واقف بوده است كه بايد در محدوده اين رخداد سخن بگويد ؛ چگونگى پيدايى آن را تحليل كند و مشكل و درد را به خوبى بنماياند . آنگاه و پس از تبيين درد ، به درمان و معالجهء آن بپردازد و راه نجات از مهلكه را نشان دهد . آنچه اهميت دارد ، درستى تحليل وى بطور كامل نيست بلكه شيوه و برخورد وى با اين پديده مىباشد ؛ وى در اين رساله ، از آغاز تا انتها ، همين راه را پيموده و خارج از مطلب اصلى ، به امر ديگرى نپرداخته است . همچنين ويژگى مهم اين رساله ، آن است كه افزون بر توجه جنبه عينى قضيه - كه بيشتر از ويژگىهاى نوشته‌هاى سياسى معاصر است - مىكوشد تا تحولات مورد نظر را كاملا دينى و بر اساس آيات و احاديث تحليل كند . نويسنده ، نشان مىدهد كه در عين آنكه كاملا دينى مىانديشد ، بر خلاف برخى تصورات رايج ، به علل مادى قضيه توجه داشته و از توانايى عرضهء تحليل عينى و ذهنى برخوردار است . او اساسا با عقيدهء جبرگرايانه ميانه‌اى ندارد و تمامى نصوصى را كه به آن‌ها استناد مىكند ، نصوصى است كه دليل تغييرات اجتماعى را برخاسته از متن خواست جامعه و انسانها مىداند . اين نكته با توجه به آنكه نويسنده تفكر عرفانى دارد ، قدرى شگفت مىنمايد . همچنين مؤلف در اين رساله ، نشان مىدهد كه به هيچ روى تسليم اوضاع نشده و آن‌ها را قابل