برگشت مىداند . طبيعى است كه اگر او سخن از علل ، يعنى دردها ، و از معالجه ، يعنى درمان به ميان آورد ، لزوما بايد صاحب يك بينش اختيارگرايانه باشد كه اوضاع را تحت اختيار انسان تلقى مىكند .
آنچه كه بيش از همه در اين رساله مورد استفاده قرار گرفته است ، آيات قرآنى و كلمات امير مؤمنان عليه السلام از نهج البلاغه است . بهرهمندى مؤلف از نهج البلاغه آن مقدار است كه توان گفت اين كتاب ، نقش عظيمى در تكوين انديشهء سياسى او داشته است . نفس آشنايى با نهج البلاغه ، در سياسى كردن فرد آشنا با آن ، كاملا روشن است ؛ چرا كه امام ، خود اين كلمات را ضمن درگير شدن با رويدادهاى مختلف مطرح كرده است . در واقع بايد انگيزهء نخست او مبنا قرار دادن كلمات امير مؤمنان عليه السلام در انديشهء عرفانىاش باشد .
در كنار آيات قرآنى و نهج البلاغه از سخنان ساير ائمه معصومين عليهم السلام نيز استفاده كرده است . مؤلف ، ضمن شعرى ، خطاب به مخالفان خود - عالمان ضد صوفى - گفته است .
كان لم يروا نهج البلاغه مطلقا * و ما شاهدوا أنواره بالبصيرة « 1 »
وى در انوار الولايه نيز ضمن اشعارى در ستايش از كلام مولى و بهرهگيرى وافر از آن مىگويد :
طلعت علىّ شموس نور كلامه * و تنوّرت بضيائها افيائى
و لقد رأيت ضيائها بفنائى * فعبرت عن ظلمات دار فناء
إنى أرى نهج البلاغة لمعة * من شمس حكمته على الغبراء « 2 »
تذكر اين نكته مفيد مىنمايد كه محتواى رساله ، زاويهء ديد يك عالم شيعى ، اما عارف صوفى است ؛ آن هم زمانى كه درگيرى ميان عارفان و فقيهان در اوج خود بوده است . در اين صورت نبايد برخوردهاى تند وى با علما ، كه گهگاه با تعبيرهاى ناهنجار همراه است ، چندان محل تأمل باشد .
مرورى بر رساله و تحليل آن
وى در آغاز رساله بر اين امر تكيه و تأكيد كرده است كه مخاطبش عالمان و وظيفهاش بيان حق است ؛ حقى كه تلخ و مرارت بار است . در آغاز ، اشاره به اوضاع درهم ريختهء زمان خود دارد ، زمانى كه « فتنهاى كور » بر آن حاكم شده و « بلايى سخت بر آن نازل شده » ، « نعمت تغيير » كرده و خونريزى در آن فراوان است . فرزندان شيعه به اسارت گرفته شدهاند و
هامش
( 1 ) . نيريزى ، فصل الخطاب ، ص 95
( 2 ) . به نقل از : نيريزى ، رسالهء روحيه ، ص 35