اصطهباناتى ( م 1130 ) ؛ « 1 » محمد على شيرازى سكاكى - كه در سال 1135 در جريان سلطهء افاغنه بر اصفهان به شهادت رسيده ، در خانهاش مدفون گرديد « 2 » و حزين دربارهء او مىنويسد : در استيلاء افغان . . . شربت شهادت نوشيد « 3 » - محمد صادق اردستانى ( م 1134 يا 1138 ) عارف مشهور و معروف اين عهد كه بنا به آنچه كه ابو الحسن قزوينى « 4 » و گزى « 5 » اظهار كردهاند ، به جرم تصوّف از اصفهان رانده شد و گرچه اجازه بازگشت به وى داده شد ، تنها به تخت فولاد آمده ، اما وارد شهر نگرديد ؛ « 6 » قطب الدين هفت سال را در اصفهان در خدمت وى بوده است . از ديگر اساتيد وى آقا خليل اصفهانى ( م 27 رجب 1136 ) است كه پس از فتنهء افغان ، از اصفهان به قزوين رفت ؛ قطب مىگويد : چند سال را در خدمت وى بوده است . از ديگر اساتيدى كه او از آنها در فصل الخطاب ياد كرده ، ميرزا ابراهيم قزوينى ( م 1149 ) ؛ « 7 » مير محمد تقى خراسانى ( م اندكى بعد از 1138 ) ؛ « 8 » كه قطب پس از ورود وى ( از مشهد ) به اصفهان ، مدت زيادى مصاحبت وى را داشته است ؛ و نيز سيد هاشم بحرانى كه بنا به گفتهء قطب ، وى او را در سال 1129 در مسجد كوفه ملاقات كرده و شيفتهء وى شده است .
درگيرىهايى ميان صوفيه و فقها در اصفهان ، بر انديشهء قطب الدين تأثير زيادى داشته و او طبعا به دليل تعلق خاطر به عرفان ، و نيز ملاحظه فشارهايى كه بر طريقت وى و استادانش بوده ، شديدا آزرده خاطر بوده است ؛ علاوه بر اين ، وى تجربهء تلخ سقوط اصفهان را به چشم ديده و به دليل ارتباطى كه با برخى از شاهزادگان صفوى داشته ، درگير ماجرا شده بوده است ؛ وى بنا به آنچه كه از او نقل شده « 9 » در اين تماسها كوشيده است تا رهنمودهايى را عرضه كند ؛ چنان كه رسالهء طب الممالك را دقيقا به همين قصد نگاشت .
جلال الدين محمد از نوادگان او به نقل از پدرانش ، از قول قطب الدين نيريزى آورده است كه وى ضمن نامهاى كه به برخى از شاهزادگان فرستاده است : « شاهزادگان صفوى را مخاطب كرده و شرحى نگاشتم كه . . . » پاسخ آمد : « عريضه كه به دربار رسيد ، پس از مطالعه ،
هامش
( 1 ) . دربارهء او نك : آقابزرگ ، الكواكب ، صص 330 - 331
( 2 ) . دربارهء او نك : آقابزرگ ، الكواكب ، صص 553 - 524
( 3 ) . نك : حزين لاهيجى ، تذكره ، ص 34 ( اصفهان 1334 )
( 4 ) . قزوينى ، فوائد الصفوية ، ص 78
( 5 ) . گزى ، تذكره القبور ، ص 23
( 6 ) . دربارهء وى نك : آقابزرگ ، الكواكب ، صص 359 - 360 . در اين باره در نوشتار « رويارويى فقيهان و صوفيان در دورهء صفوى » سخن گفتيم .
( 7 ) . دربارهء او نك : آقابزرگ ، الكواكب ، صص 15 - 16
( 8 ) . دربارهء او نك : همان ، صص 15 - 16
( 9 ) . نك : خويى ، ميزان الصواب ، صص 576 - 583