بود به فرمان حق و قهر لوط * گشت به يك لحظه فنا شهر لوط
مستعد قهر الهى شدند * خلق به يكباره تباهى شدند
هيچكس اين قسم فضيحت نشد * آه به هفتاد و دو ملت نشد
سيرت و ناموس به غارت نرفت ؟ * و اسيرى ز ولايت نرفت ؟
رذل به هر خانه مسلّط نشد ؟ * دشمن بيگانه مسلّط نشد ؟
زهر شماتت نچشيدند خلق ؟ * هيچ خجالت نكشيدند خلق ؟
كينهء ديرينهء دينى نبود ؟ * محنت و آشوب چنينى نبود ؟
سگ صفتان غيرت دين مىكنند * بغض به ما از ره كين مىكنند
روى به ما كرده به مكر و حيل * همچون سجل سفله و دزد و دغل
خواهش آن مملكتش مىشود * داعيهء سلطنتش مىشود
سفله كجا شاهى ايران كجا * ديو كجا ، تخت سليمان كجا
رذل و دنىزاده و افغان كجا * سلطنت عرصهء ايران كجا
وقت دعا شد همه آمين كنيد * ناله ز افغان همه آمين كنيد
پس از آن دعاهايى را براى خلاصى از اين وضع آورده :
يا ولىاللّه تغافل بس است * رفت ز حد ظلم ، تأمل بس است
حوصله را طاقت اين جبر نيست * رحم كن از لطف دگر صبر نيست
ملك عجم شد همه زير و زبر * مردمش از ظلمْ همه دربهدر
مردم ايران به تولّاى تو * گشتند مغلوب ز اعداى تو
ما همه دم ، دم ز تشيع زديم * دين چه بدى دارد اگر ما بديم . . .
يا ولىاللّه به خُلق حَسَن * تا به كى اين محنت و جور و محن
در تلف شيعهات از روى جَهْد * دشمن دين بسته بهم جمله عهد
يا ولىاللّه به خون حسين * رفت ز حد آفت اين شور و شَيْن
ماندند سادات همه مبتلا * تازه شده واقعهء كربلا . . .
مال و اسير همه آن مرز و بوم * رفت به تاراج سوى هند و روم
يا ولىاللّه به عسكر ببخش * معصيت شيعه سراسر ببخش
يا ولىاللّه به صاحب زمان * جمله به جان آمدهايم الامان
* * *