تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1304

مساهمون:

ص١٣٠٤
علتشان از مرض امتلاست * الغرض اكنون اثر ابتلاست
تجربه آمد ز ره امتحان * ديده به هم خورده مزاج زمان
خلق ز عصيان همه ياغى شده * مادهء فتنه دماغى شده
اهل جهان جمله ز حق غافلند * مستعد تنقيهء كاملند
ماده تا قلع نگردد ز تن * روى به صحّت نگذارد بدن
علت مزمن مرض ابتلاست * توبه‌اش امساك و دوايش دعاست
اين تك و دوها همه بىفايده‌ست * شورش افغان هم از اين ماده‌ست
مطلب از اين جمله بدان مجملى * چاره اين درد نمايد على
در پى بيچارگى خويش باش * دست بدار از همه درويش باش
اينكه در اين مهلكه جان برده‌اى * از هنر خويش گمان برده‌اى
روح تو بر قالبت ار غالب است * فيض علىّ بن ابى طالب است
* * *
مال تو گر گشت به قزوين تلف * باد سلامت سر شاه نجف
شاه ولايت عوضت مىدهد * مطلب و مقصد غرضت مىدهد
از چه عقوبات بلا رسته‌اى * از چه خطرهاى جفا جسته‌اى
هيچ مپرداز به سوداى غير * شكر خدا عاقبت كار خير . . .
از علىقاپوى نجف در مرو * از در او جانب ديگر مرو
شكوه كنم نيست سزاوار تو * بسته شده راه به زُوّار تو
صورت احوال همه شيعيان * بر تو عيان است چه حاجت بيان
آنچه در ايران پسر ويس « 1 » كرد * كى به جهان مرّهء بِنْ قيس كرد
چون كه زدى مرّهء بن قيس را * دفع كن اين سگ بچهء ويس را
اين چه بلايى است مجسّم شده * پيش پساخوانى عالم شده
طينت نمرود چون محمود نيست * رحم درين سفلهء مردود نيست
كردهء زياد اين سگ شدّاد داد * از پدر خويش چو ابن زياد
در حسد و كينه و بغض و غضب * ملتهب از كين تو چون بولهب
كرده بهر ملك اسير و شهيد * زبدهء اولاد ترا چون يزيد
داده به سيلاب فنا شمر را * نشمرد از كين و جفا شمر را
در پى غارت‌گرى و باج نيست * در بر اين سَگْ بَچِه حَجاج كيست
هامش
( 1 ) . اشاره به محمود افغان فرزند مير ويس .