تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1301

مساهمون:

ص١٣٠١
اين خبر از من اگر باور ندارد مدعى * بشنو از درّ من قايل امير المؤمنين
تا مشرف شد به درويشى نديم ، القصه ديد * فيض‌ها از مرشد كامل امير المؤمنين
در ادامه از وضعيت بد خود گله كرده است و در جاى ديگر به اين مطلب كه شصت سال از او گذشته اشاره مىكند .
بيا ببين كه چه اندوختم به مدت عمر * چه حاصل من از اين شصت سال جان كندن
وى در ادامه ، مجددا از مصايب زمانه ياد كرده و از امام زمان عليه السلام مىخواهد تا براى از بين بردن آن مشكلات ظهور كند .
ظهور كن كه اسيرند دوستان شما * به هند و روم و به خوارزم و در خطا و ختن
از برگ 85 كليات ، مثنوى درّ نجف آغاز شده و اشعارى كه در ادامه مىآيد ، از اين مثنوى اوست . وى پس از ستايش‌هاى فراوان از امير المؤمنين عليه السلام مىگويد :
مطلبم اين است كه احوال خويش * عرض كنم پيش تو اى دادْ كيش
تا برسى بلكه به داد دلم * وا شود اين عقدهء بس مشكلم . . .
رفته به تاراج همه ملك و مال * مانده در آشوبِ حوادثْ عيال . . .
نيست نهان بر همه‌كس هست فاش * در ره اين خلق نمودم تلاش
گر نبدى سعى من اندر ميان * زنده نماندى كسى از اصفهان
جمله ز « افغان » چو فرارى شدند * رفته در آن شهر حصارى شدند
مدت نه ماه گذشت از ميان * رفت ز مردم همه تاب و توان
لطف تو يا شاه چو توفيق داد * جرأت من پاى به ميدان نهاد
مىزنم از فضل تو شاها صلا * حق حيات است به مردم مرا
بود دگر آخر ايذاى خلق * كرد مرا باعث احياى خلق
واى ز ناسازى بخت و دغل * گشت محبّت چو به محنت بدل
آن تعب و محنت و رنج و عنا * رفت ز خاطر همگى خلق را
هر مدد بخت زبونم شدند * چون بط « 1 » مى تشنهء خونم شدند
حال ندارم كه حكايت كنم * وز ستم خلق شكايت كنم
حيف ز اوقات و زمان شريف * صرف شود در ره خلق ضعيف
خامه درين حال كه نعت رسول * كرد اعانت بدل بو الفضول
اى به فداى تو و اولاد تو * بوده معين در همه جا ياد تو
بر تو عيان است چها ديده‌ام * پر ستم و جور و جفا ديده‌ام
هامش
( 1 ) . مرغابى تشنهء آب ؛ و نيز يك نوع ظرف شراب كه پهن است .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1301 | الشيخ رسول جعفريان