تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1277

مساهمون:

ص١٢٧٧
1030
كه من ديده‌ام در كتاب و سير * كزين پيشْ جمعى ز دين بىخبر
نمودند از راه بد حالتى * به پيغمبر خويش بىحرمتى
ز قبر نبى از ره ارتياب * ببردند اسباب را بىحجاب
همان روز آمد برايشان نكال * به دوزخ برفتند با صد و بال
درين شهر ماندن نباشد روا * كه بىشبهه آيد عذاب خدا
1035
گروه مسلمانِ با دين و كيش * نمودند بدتر به مولاى خويش
به در رفت از آن شهر با اضطراب * بيامد بر ايشان به زودى عذاب

ذكر احوال آمدن فرستادهء محمود مردود به قزوين و چگونگى آن « 1 »

پس از قتل سردار اهل جفا * كه از فعل خود يافت مزد و جزا
درين حال آمد ز محمود سگ * به قزوين فرستاده‌اى همچو كك
به تخمين احوال و وضع سپاه * ببردش به پيش خود آن روسياه
1040
سپردش به كوسه كه شادش كند * به تعليم شرّ اوستادش كند

مجملى از اوصاف ميرزا رفيع دوات‌دار ملقب به كوسه

بگو كوسه ابليس را همسره * به نيرنگ و تلبيس و فن نادره
كه آمد از آن كان تلبيس بود * ولى در جفا بيش از ابليس بود
اگر نه ز شيطان بوَد بيشتر * پس از حشر هم چون شده معتبر
قيامت شد و باز او زنده است * به افغان هم از مكر بازنده است
1045
از آن هست ساده بسنّ هرم « 2 » * كه يك مو نمىدارد از مرگ غم
بشد عمر با بختك ماده يار * بزاييد اين روبه از آن كبار
چو شد عمر عيّار با فتنه جفت * از آن فتنه زاييد او در نهفت
همين نه ازو عمر در خشم بود * كه روباه پيشش كم از پشم بود
ببردش به خانه به صد احترام * بكردش به تعليم فتنه تمام
1050
كه گردد به غيبت [ ؟ ] صداقت سگال « 3 » * ممهّد كند ربط سگ با شغال
كه محمود را آرد از قندهار * ز شيراز هم آن سگ نابكار
هامش
( 1 ) . دربارهء آمدن فرستادهء محمود به قزوين نك : مرعشى ، مجمع التواريخ ، صص 50 - 51 ( 2 ) . هرم : پيرى و كهنسالى . ( 3 ) . سگال : انديشه و فكر ، خيال .