تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1255

مساهمون:

ص١٢٥٥
چه گويم كه از نامشان نامه سوخت * مركّب سيه‌رو شد و خامه سوخت
دو نامرد مرتدّ بيدادگر * دو مردود خلق از خدا بىخبر
دو بىدين بىرحمِ باطن خراب * دو ملعون كم از سگ ردّ باب
دو بىعقل ديوانهء بدمآل * دو نامرد بىرحم بىانفعال
520
يكى كُشت از كين سيادت مآب * يكى كرد اساس سيادت خراب
يكى كُشت بىربط و مربوط را * يكى زنده كرد امّت لوط را
چو حجّاج ، سيّد كشى كارشان * به آل رسولست پيكارشان
يكى رسم فرعون را كرد نو * كه از داس كين كرد عالم درو
يكى دين شدّاد را تازه كرد * كه جور و جفا بيش از اندازه كرد
525
يكى پيرو مذهب چار يار * يكى دين محمود كرد اختيار
يكى پاى شستى به گاه وضو * يكى دست شست از نم آبرو
يكى دست بستى به وقت نماز * يكى دست برداشت از دين و ساز
يكى دين احمد به تاراج داد * يكى داد محمود و ليلاج داد
يكى بعد بيداد و كين و فشار * برآمد به زودى ز جانش دمار
530
يكى مانده باقى كه گردد فنا * به حق علىّ سرور اوليا
چنين مرتد بىحيايى كه ديد ؟ * كه صد لعن بر گور شمر و يزيد
چنان پشت پا زد به شرع رسول * كه ملحد هم از كار او شد ملول
چراغ اباحت چنان برفروخت * كه از حدّتش گور محمود سوخت
چه محمود را شيوهء انفعال * نگفتند باشد به مذهب حلال
535
چنان داد اين پيشه را او رواج * كه بهرش . . . مىفرستد خراج

قطعهء لطيفهء جواب سؤال در عالم خيال مطابق به اعمال و فِعال اين بدخصال

شبى ناصحى گفتش از راه پند * كه اى شاه هنگامه ريشخند
شنيدم ترا با پسر رغبتست * چو خنزيرت از هر دو سر شهوتست
اگر سيّدى اين چه بدكارى است * اگر پادشاهى چه بىعارى است
هامش
كرده ، در جريان جنگ ميان اين سيد احمد خان با شاه‌وردى خان سپهسالار فارس از طرف طهماسب دوم ، دچار مصايب چندى از جمله زندان شده است ؛ دربارهء اين درگيرىها نك : مرعشى ، مجمع التواريخ ، صص 66 - 67
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1255 | الشيخ رسول جعفريان