تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1251

مساهمون:

ص١٢٥١
چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايدش به كار
چو عصيان اعيان به پايان رسيد * دل اهل ايمان ازيشان رميد
چو رنجيد ازيشان دل مرد حق * بگرداند حق هم ازيشان ورق
چو شد مشترى و زُحَل را قِران * به قوس و بباريد تأثير آن
445
سكينه كه رفع نحوست ازوست * بوَد منزلش دل كه محراب اوست
چو يك‌ذرّه نيكى در ايشان نبود * دل از كار ياران تبرّى نمود
از آن گشت تأثير كوكب تمام * ز بيداد و از فتنه و قتل عام
ز آثار آن گشت عالم خراب * به ملك و به ملّت رسيد انقلاب
به اخيار و اشرار از آن غافلان * رسيد آنچه نتوان نمودن بيان
450
به هر حال بعد از خراب زمين * پس از محو آثار دين مبين
برفتند و عالم برانداختند * جزاى عمل‌هاى خود يافتند
به عالم چنان آتش افروختند * كه خود را هم از حدّتش سوختند
بدادند ناموس ايران به باد * كه رحمت بر آن قوم بىباك باك

مناجات و قسميّه « 1 » و ضراعت در عفو جرائم رفتگان و نجات واماندگان

خدايا به حقّ امامان پاك * به جان شهيدان تنْ چاك‌چاك
455
به انوار پاكى كه كردى عيان * براى شفاعت به هر دو جهان
به آن اسم پاك عظيم السرور * كه دادى به او اوليا را حضور
به آن نام بالاتر از نام‌ها * كه حاصل ازو مىشود كامها
به آن اسم اعظم كه مستور شد * به آن نور كو اصل هر نور شد
به آن ليلة القدر روز الَست * به آن غُرّة البدر خورشيد دست
460
به دست ولايت به بازوى فتح * به زور شجاعت به نيروى فتح
به آن يكّه‌تازى كه خورشيد شرق * به ايماى او گشت راجع چو برق
به فيروزمند شجاعت لوا * كه از تيغ او يافت دلها جلا
به بطشى « 2 » كه فرعون‌ها غرق از اوست * به خونى كه در ابرها برق ازوست
هامش
( 1 ) . قسمية : قطعه‌اى كه شاعر در آن قَسَم‌هاى بسيار و پياپى ياد مىكند . ( 2 ) . بطش : به معناى حمله كردن و سخت گرفتن بر كسى ، در قرآن آمده« إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ »( سورهء 85 آيه 12 ) .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1251 | الشيخ رسول جعفريان