ز حمام و كرسى و اسباب نشم * ز سنجاب كردند جوراب پشم « 1 »
ز نقل و ز حلوا شتر در نفير * ز بادام و پسته هيون در زحير « 2 »
شده تير ، سيخ كباب مزه * صدق گشته خورجين پرخربزه « 3 »
جوانان بكزادهء خوش قماش * كه سنجابشان بود دايم فراش
نكرده ز دامان مادر سفر * به غير از ضرورى به جاى دگر
گلوشان ز آروق گرديد ريش * ز خميازه افتاده بر پشت خويش
به حمام هم رفته با پالكى * ز ده سالگى تا چهل سالگى « 4 »
اگر ديده در خواب شمشير تيز * نجس كرده شلوار را در گريز « 5 »
روشن بود كه سپاهى اين چنين از جمع درباريان ، هيچگونه توانايى جنگى ندارد .
دربارهء دستهء ديگر سپاه كه در زرقان ( در شيراز به اصفهان ) نزول اجلال فرموده بودند ، مىگويد :
ازاينرو سپهدار سرو روان * به زرقان بفرمود مير خواستگان
در آنجا نزول جلالت نمود * به مى رغبتى از كسالت نمود
طلب كرد از شهر رامشگران * مى ارغوانى و ليلىوشان
نشستند آنجا به عيش و خوشى * بر افروختند از جفا آتشى « 6 »
چو افغان چنين ديد آزاده شد * به خونريزى و بيداد آماده شد « 7 »
وى در جاى ديگر نيز از ظاهر آراستهء سپاه ، اما ميان تهى آن ! چنين مىگويد :
اميران خوش يال زربفت پوش * همه غرق آهن ز دم تا به گوش
به صورت همه رستم و زال و سام * به سيرت پرىچهره و خوشخرام
به هيئت همه گيو و گودرز و طوس * ز زينت زده طعنه بر نوعروس « 8 »
شجاع و غضنفر دلير و متين * به صورت چو شير و به تن نازنين « 9 »
ادامه اين اشعار به همين صورت ، در وصف سپاه قزلباش است . با اين حال و از اين زاويه ، اين تشبيه برخى از نويسندگان كه اين جنگ را همانند جنگ ايرانيان و اعراب در قادسيه ، و جنگ سپاهيان خليفه عباسى و مغولان دانستهاند ، چندان بيراه نيست .
هامش
( 1 ) . بيت ش 1200
( 2 ) . بيت ش 1105 ، هيون يعنى شتر ؛ زحير يعنى ناله كردن در هنگام زايمان .
( 3 ) . بيت ش 1125
( 4 ) . بيتهاى ش 1247 - 1250
( 5 ) . بيت ش 1254
( 6 ) . بيتهاى ش 1220 - 1223
( 7 ) . بيت ش 1126
( 8 ) . بيتهاى ش 1274 - 1276
( 9 ) . بيت ش 1130