پرداخته است :
چو تدبير كرد آن رئيس الحمار * براى خراسان و رفع نقار
ز خود خرترى را سپهدار كرد * از اين فتنه صد مور را مار كرد « 1 »
اين اعتماد الدولة نيز مانند ديگر درباريان ، در پى اندوختن زر و مالاندوزى بوده است ، بعلاوه گويا شاملو ، نقش اصلى را در بازگرداندن شاه از قزوين به اصفهان در سال 1133 بر عهده داشته ، كارى كه به هيچ روى مورد رضايت شاعر ما نبوده است . « 2 »
7 - دخل و خرج نامتناسب و نابودى سپاهيان
در حكومتى كه وزير و خواجه و حكيم و ديگر صاحب منصبان ، در پى زراندوزى و قارون صفتى هستند ، پيداست كه اگر درآمد مالى دولت بىحد و حصر هم باشد ، نمىتواند پاسخگوى نيازهاى طبيعى حكومت ، به ويژه مخارج سپاه باشد . شاعر ما فصلى را به طنز ، به دخل و خرج بودجهء دولتى پرداخته و نشان مىدهد كه تنها براى مصارف غير ضرورى و پاسخگويى به خواست ناپايان درباريان و نيز مصارف شخصى شاه بوده و به پر كردن خلاء ديگرى نمىرسيده است ؛ بنا به گفتهء وى ، شاه در مقام خرج بودجه آن را به پنج قسمت تقسيم مىكرد ؛ يكى براى خود و محرمان خود ، دوم براى اميران و فرماندهان ، جزء سوم را دو نصف كرده ، يكى را به « خاصان » داده و نصف ديگر را نيز تنصيف كرده قسمى خرج « تزييف » كرد و باقى پول را براى « سپاهيان » قرارداد ؛ اما تا اين پول به دست آنان برسد در دفترخانه مورد تاراج واقع مىشد و در پايان جز اندكى به دست سپاهيان نمىرسيد :
در آخر به دست عساكر تمام * رقم پارهاى ماند و زين و لجام « 3 »
بدين ترتيب تنها نصف يكپنجم بودجه براى سپاهيان بود آن هم منهاى تاراج دفتريان . تا اينجا دو جزء و نيم از پنج جزء بودجه باقى مىماند كه شاه آن را خرج كاخ « فرحآباد » مىكرد :
دو خمس و يك نصف موضوع را * بفرمود مخصوص آن خوش بنا « 4 »
تازه اين پول كفاف اين « بنا » را نمىداد ، به ناچار ، محصّلان به سراغ « حواله » و مالياتهاى جديد مىرفتند ؛ آنان به سراغ افراد بيچاره آمده ، به زور و فشار اموالى از آنان مىستاندند .
محصّل به هر خانه در داد و گير * كه سازد وصولش به دانگ و شعير
به كل ممالك هم از بهر آن * چپرها روان همچو يغماگران « 5 »
هامش
( 1 ) . بيتهاى ش 1102 - 1103
( 2 ) . نك : شرح حال مؤلف .
( 3 ) . بيت ش 280
( 4 ) . بيت ش 281
( 5 ) . بيتهاى ش 284 - 285